کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست اثر ارنست همینگوی
نقد و بررسی اجمالی کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست اثر ارنست همینگوی
کتاب «زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست» نوشتهی «ارنست همینگوی» را «اسدالله امرایی» به فارسی برگردانده است. ناشر در معرفی این کتاب آورده است: «"چند گاو خود را به ازدحام مردمی میرساندند که وارد میدان میشدند. گاوهایی سنگین و لخت با پهلوهای گلی یورتمه میرفتند و شاخهای تیزشان رو به پایین بود. یکی از گاوها با شاخهایش مردی را به هوا بلند کرد. جمعیت بیرون از بالکنهای استادیوم در ازدحام گیر افتادند. فریادی بلند شد و بعد یکی دیگر..." رمان زیر آفتاب هیچچیز تازه نیست به سرعت الگوی دانشجویان دختر و پسر آمریکایی شد. آنها سعی میکردند به شیوهی جیک بارنز، قهرمان داستان که در واقع چهرهی همینگوی بود، با لحنی خشن، شکیبا و موجز حرف بزنند. ارنست همینگوی، برندهی جایزهی ادبی نوبل و پولیتزر، نویسندهای تجربهگرا بود که در طول زندگی به استقبال مرگ رفت. زخمهای زیادی که برداشت، برتن داستانهایش نیز حک شدهاند.» کتاب حاضر را نشر «افق» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.
نقد و بررسی تخصصی کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست اثر ارنست همینگوی
این رمان در واقع ترجمهای از اولین اثر همینگوی با نام The Sun Also Rises است. این اثراز ارنست همینگوی، نویسندهی نامدار آمریکایی که در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. باید اذعان کرد که این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است. با هم کمی در مورد این اثر میخوانیم:
خلاصه اثر

«محور داستان مسافرت گروهی آمریکایی و انگلیسی مقیم فرانسه از "نسل گم شده" به اسپانیا برای دیدن فستیوال گاوبازی پامپلونا است. راوی داستان مردی است که براثر زخمی از دوران جنگ جهانی اول عقیم شدهاست. مشتزنی یهودی و مردی ثروتمند از اعضای دیگر گروهاند. وجود زنی جذاب در این گروه موجب رقابت و درگیری بین اعضای گروه میشود.» همینگوی از این موضوع بهره میبرد تا نگاهی عمیقتر به مسایلی مانند عشق، مرگ، زندگی و علایق مردانه بیندازد.
در نطر منتقدان
«آخیل شارما» در مورد این کتاب می نویسد: «جشن بیکران، به چشم من یک اثر بزرگ است. اما خورشید همچنان می دمد، برای من مهمترین کتاب همینگوی است. در این کتاب دست به گریبان شدن او با ایدهها، فرم و اصالت را میبینید که در دیگر کارهای پخته همینگوی به چشم نمیخورد. به همین دلیل شخص همینگوی در این کار، بیشتر قابل مشاهده است تا هر اثر دیگری.» در واقع به خوبی می توان بیان کرد که داستان مملو از افرادی است که فکر میکنند چهرهای که میخواهند به دنیا نشان بدهند را پیدا کردهاند، اما درونشان آشفته است. «همه وانمود میکنند که اعتماد به نفس دارند و شوخ هستند، اما خیلی زود میفهمیم که این ظاهر قضیه است. هیچکس واقعا در این حد از خودش مطمئن نیست. حتی راوی داستان که کمتر از اغلب کاراکترها سردرگم است درباره اعتقاداتش و همخوانی اعمالش با آنها دچار اضطراب عمیق است.»

نمادهای اصلی اثر

در مورد نمادهای موجود در این رمان اینگونه نوشته اند: «گاوها و گاوبازی دو نماد بسیار قدرتمند کتاب هستند. گاوها نماد شور، جسمانیت، انرژی و آزادیاند. به عنوان ترکیبی از این عوامل در رویاروییشان با گاوبازها به نوعی نماد اروتیک نیز هستند. گاوبازی بخصوص روشی که پدرو رومرو گاوبازی می کند، مستلزم وسوسه کردن، به بازی گرفتن، و حرکات نمایشی است و در نهایت با دخول شمشیر گاوباز به بدن گاو به پایان میرسد. از همه کارکترهای کتاب جیک، برت، رومرو و مونتویا بیش از دیگران تحت تاثیر گاوبازی قرار دارند. موقعیت رومرو به عنوان گاوباز نشان میدهد که او برخلاف سایر کاراکترهای مذکر از عشق ورزی شورانگیز ناتوان نیست. کُن هر چند خیال میکند که عاشق برت است گاوبازی را اول کسل کننده و بعد چندش آور مییابد. برت مثل جیک مسحور رابطه گاوباز و گاو است و از خشونت گاوبازی هراس ندارد. از مونتویا چیز زیادی نمیدانیم اما به نظر میرسد از نظر او نیز گاوبازی از نظر عشق، شور و زیبایی از همه فرم های هنری بالاتر است.»
آقای نویسندگی جهان

همینگوی در آخرین سال قرن نوزدهم به دنیا آمد. او در طول زندگی شصت و دو ساله خود، اتفاقات بسیار متنوعی را پشت سرگذاشت. او در جنگ جهانی شرکت کرد و در آنجا به ماجراجویی پرداخت. در واقع او علاوه بر نوشتن رمانهایی که هر کدامشان به تنهایی جزو شاهکارهای ادبیات جهاناند، بیشتر عمرش سرگرم ماجراجویی بود. از زخمیشدن در ایتالیا بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکش گلوله نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی اول تا شرکت در خط مقدم جبهههای جنگ داخلی اسپانیا یا سفرهای توریستی به حیاتوحش آفریقا تا ماهیگیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. سرانجام نیز با اسلحه شکاری خودکشی کرد. سبک زندگی و آثار ادبی او، مهمترین چیزهایی است که از همینگوی به جای مانده است.
منبع: https://www.digikala.com