۲ اردی‌بهشت جشن گیاه آوری

اين جشن بهانه اي بوده براي تقديس گياهان و درختان و احترام و گراميداشت اين زيستمندان . در اين روز مردم به دامان طبيعت مي رفتندو لحظاتي را با گلهاو گياهان سپري مي كردند . همچنين روز گردآوري گياهان دارويي از صحرا نيز همين روز بوده است . بديهي است كه چنين جشني بايد در ابتداي ارديبهشت برگزار مي شده كه به طور معمول در اغلب نقاط ايران طبيعت يك سره سبز و پربار مي شده است . گردآوري گياهان از صحرا با مراقبت و دقت بسيار انجام مي شده و لطمه به گياهان باگردآوري بيشتراز حد لازم را گناهي بس بزرگ مي داشته اند . "جشن گياه آوري” نيز ازجمله آئين هاي طبيعت گراي بي نظير نياكان ما به شمار مي رود و سابقه اي از آئين مشابه درسرزمين ها و فرهنگ هاي ديگر وجود ندارد.

مادربزرگ من

#مادربزرگ_من، #فتحیه_چتین، مترجم #مژده_الفت، نشر #مؤسسه‌ی_فرهنگی_هنری_خانه‌ی_هنر_مَد

کتاب کوتاهی است که به زنده‌گی مادربزرگ نویسنده که هم‌زمان با کشتار ارامنه در ترکیه بوده می‌پردازد و از دید یک زن رنج‌کشیده به موضوع کشتار ارامنه و ظلمی که در حقشان صورت گرفت می‌پردازد. زنده‌گی‌نامه‌ و شرح حال، یکی از ژانرهای مورد علاقه‌ی من در کتاب‌خوانی است ولی این کتاب به نظرم نگارش ضعیفی داشت. امتیاز ۲ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

داستان حول محور کشف هویتی پنهان می‌چرخد، هویتی که سال‌ها در سکوت و ترس مدفون شده بود. فتحیه چتین که در شهر کوچک مادن ترکیه بزرگ شده بود، مادربزرگش را زنی مسلمان، مهربان و محترم به نام سحر می‌شناخت. اما زمانی که، مادربزرگش راز زنده‌گی‌اش را فاش کرد، جهان فتحیه برای همیشه تغییر کرد. او فهمید که نام واقعی مادربزرگش هرانوش بوده و او در اصل یک ارمنی مسیحی به دنیا آمده است. در سال ۱۹۱۵، زمانی که بسیاری از مردان روستای مادربزرگش در جریان نسل‌کشی ارامنه قتل عام شدند، یک ژاندارم ترک او را از مادرش جدا کرده و به فرزندی پذیرفته بود. این حقیقت نه‌تنها تاریخ‌چه‌ی خانواده‌گی نویسنده را زیر و رو کرد، بل‌که پرده از گذشته‌ای برداشت که ترکیه سال‌ها سعی در انکار آن داشت.
«مادربزرگ من» فراتر از یک روایت شخصی است. این کتاب به کاوش در مسائل عمیق‌تری مانند هویت، انکار جمعی، تأثیرات تاریخی بر نسل‌های بعدی و پیچیده‌گی‌های هم‌زیستی ادیان و فرهنگ‌ها در سرزمینی می‌پردازد که زمانی خانه‌ای مشترک برای بسیاری بود. فتحیه چتین پس از کشف این راز خانواده‌گی، به جست‌وجوی بسته‌گان مادربزرگش پرداخت و موفق شد اعضای گم‌شده‌ی خانواده را در ایالات متحده پیدا کند.

۱۹ فروردین فروردین روز،جشن فروردینگان

جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه یا همسپتمدم نام جشنی بوده که به مدت ده روز، در روزهای پایان سال برگزار می‌شده‌است.[۱] این جشن در دوران باستان، جشنفروهرها یا روان درگذشته بود.[۲]

ادامه نوشته

گزارش یک مرگ

#گزارش_یک_مرگ، #گابریل_گارسیا_مارکز، ترجمه (از فرانسوی): #لیلی_گلستان، نشر #نشر_مرکز

رمان به شکل غیرخطی روایت شده و روایتی روزنامه‌نگارانه دارد. داستان به تعصباتی که در یک روستا وجود دارد می‌پردازد و البته هنرمندانه منفعل بودن آدم‌ها را بیان کرده است. تصویر روی جلد کتاب که عکسی از یک در قدیمی و اثر عباس کیارستمیست بسیار زیباست. هر چند لیلی گلستان (و کلا خانه‌واده‌ی گلستان) را دوست ندارم، ولی ترجمه خوب بود. امتیاز: ۳ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

رمان گزارش یک مرگ روایتی از کشتن پسری به نام سانتیاگو ناصر به وسیله‌ی دو برادر است. اتفاقی که پس از سال‌ها هم‌چنان در خاطر شاهدانش باقی مانده است؛ چرا که این قتل، مرگی از پیش اعلام شده به شمار می‌آید و همه از آن خبر داشتند. در یک روستای کوچک در حوالی دریای کاراییب و در منطقه‌ی دوردست کشور کلمبیا، بایاردو سان رومان که مردی ثروت‌مند است، با دختری به نام آنخلا ازدواج می‌کند. پس از مراسم عروسی بایارد متوجه می‌شود هم‌سرش باکره نیست و از این موضوع عصبانی می‌شود و به همراه آنخلا به خانه‌ی پدر تازه عروسش می‌رود. داماد این مسأله را با اعضای خانواده در میان می‌گذارد و در چنین شرایطی آنخلا مردی به نام سانیتاگو را به عنوان عامل این اتفاق معرفی می‌کند.
از آن‌جایی که مردم این روستا افکار سنتی دارند، برادرهای آنخلا یعنی پابلو و پدرو برای دفاع از حیثیت خود آماده می‌شوند و به تمام اهالی روستا اعلام می‌کنند که برای حفظ آبروی خود قصد کشتن آن مرد را دارند. با این وجود، مردم حرف آن‌ها را باور نمی‌کنند و کاری برای جلوگیری از کشتن سانتیاگو انجام نمی‌دهد. عده‌ای دیگر هم تصور می‌کنند سانتیاگو نیز در جریان این موضوع است.
پابلو و پدرو به سمت خانه‌ی سانتیاگو می‌روند و جلوی چشم اهالی روستا او را در نزدیکی خانه‌اش با چاقو به قتل می‌رسانند. مردم هم فقط به تماشای کل ماجرا می‌ایستند و هیچ کاری برای نجات او نمی‌کنند. اکنون در کتاب گزارش یک مرگ یکی از دوستان نزدیک سانتیاگو پس از ۲۷ سال جزئیات این قتل بی‌رحمانه را روایت می‌کند.

انگار گفته بودی لیلی

#انگار_گفته_بودی_لیلی، #سپیده_شاملو، نشر #نشر_مرکز

داستان دو راوی دارد که یکی "شراره" و دیگری "مستانه" است، به نظرم به‌تر بود که یکی از راوی‌ها مرد باشد یا یک راوی مرد هم به راوی‌ها اضافه شود. تکرار بعضی مطالب در طول داستان خسته‌کننده است، مثل کتلت، سیاهی، کوبیده شدن و .... گاهی راوی صحنه‌ها را خوب تصویر می‌کند و گاهی خیلی ضعیف. در کل کتاب قوی و گیرایی نیست. امتیاز: ۲ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

قصه‌ با مرگ آغاز می‌شود. مرگ علی نوربخش با سقوط از ایوان در بمباران تهران، که زنده‌گی با او و هم‌چنین مرگ او، فصل اول رمان را به روایت هم‌سرش شراره تشکیل می‌دهد. شراره با مخاطب قرار دادن علی، از زنده‌گی خودش با او می‌گوید و این سرآغازی برای بقیه‌ی قصه می‌شود. داستان با ماجرای دوران نام‌زدی و ازدواج آن‌ها و مسافرت و کوه‌نوردی و عاشقانه‌هایی از این دست پی گرفته می‌شود و به قصه‌ی مستانه و محمود می‌رسد؛ مستانه خواهر علی است و زمانی که داستان به او می‌رسد راوی قصه تغییر می‌کند و مسئولیت روایت داستان بر عهده‌ی مستانه قرار می‌گیرد. او نیز از قصه‌ی زنده‌گی خود می‌گوید و به مرگ علی می‌رسد تا این‌که باز داستان را به شراره بسپرد و اتفاقاتی که پس از مرگ علی رخ داده، از زبان شراره بازگو شود. "انگار گفته بودی لیلی" با ارتباط مستانه و شراره و سیاوش، که پسر اوست، ادامه می‌یابد و به نقطه‌ای می‌رسد که فراموش‌کردن علی ناگزیر است؛ در این بین شراره با یک آشنای قدیمی قراری برای سفر خارج می‌گذارد، و داستان "انگار گفته بودی لیلی" با جنبه‌های مختلف در هم پیچیده‌اش ادامه می‌یابد.

۱۷ فروردین سروش روز،جشن سروشگان

سُروش یکی از ایزدان باستانی ایرانیان است.سروش از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد، پیمان‌ها را می‌پاید و فرشتهٔ نگهبان خاص زرتشتیان است.

سروش و جشن سروشگان

در اوستا به صورت sraoša- یا seraoša-و در فارسی میانه مانوی به صورت به معنی "شنیدن"Ösrõšahrãy یا srõšãw آمده است.این واژه از ریشه ی sru اشتقاق یافته است و در اوستا هم به معنی "فرمانبرداری" به کار رفته است و هم نام یکی از ایزدان است.سروش ایزدی است که زمزمه کردن (نیایش) را به مردم آموخت.او

ادامه نوشته

انگار گفته بودی لیلی

محمود می‌گوید "کم نیار، مرد. کم نیار..."
"عاشق نیستی..."
"عاشق بودن چه کار به کابل خوردن داره؟"
على لبخند می‌زند "مجنون رو می‌برن پیش طبیب که حجامتش کنن. گریه می‌کنه. می‌گن تو که اهل ترس نبودی. می‌خنده و می‌گه "لیک از لیلی وجود من پر است". حالا طول می‌کشه بفهمی چی می‌گم".

#انگار_گفته_بودی_لیلی، #سپیده_شاملو، نشر #نشر_مرکز، ص ۸۱

ماه کامل می‌شود

#ماه_کامل_می‌شود، #فریبا_وفی، نشر #نشر_مرکز

داستان روان نوشته شده ولی درهم‌پیچیده‌گی روایت را دوست نداشتم. نویسنده خیلی درگیر پیچیده بیان کردن مسائل شده بود و به نظرم این موضوع کیفیت داستان پایین آورده است. امتیاز: ۲ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

بهاره از خانواده‌ی خود جدا شده و به همراه برادرش بهادر در تهران زنده‌گی می‌کند. او در شرکتی کار می‌کند و در آن شرکت با مردی که "دوست عزیز" خطابش می‌کند و چند نفر دیگر کار می‌کند و در ادامه‌ی ماجراجویی‌ها و خودیابی‌اش به پیش‌نهاد یکی از دوستانش به ترکیه سفر می‌کند تا با به‌نام ملاقات کند و احیانا ازدواج کند. سفر فرصتی برایش فراهم می‌کند تا با فاصله به پشت سر نگاه کند.

شکسپیر و شرکا

#شکسپیر_و_شرکا، #جرمی_مِرسِر، ترجمه: #پوپه_میثاقی، نشر #نشر_مرکز

داستان کتاب که طبق توضیح اول کتاب واقعیست متوسط شروع می‌شه و هرچه به سمت پایان کتاب پیش می‌رویم ضعیف‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شه. ترجمه‌ی کتاب نسبتا خوبه. امتیاز: ۰ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

روزنامه‌نگاری کانادایی به نام جرمی مرسر، که خبرنگار بخش جنایی روزنامه است پس از تهدید شدن به قتل‌ به پاریس می‌رود. فقیر و بی‌کار بر کرانه‌ی جنوبی رود سن در پاریس قدم می‌زند که با کتاب‌فروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا مواجه می‌شود. مرسر از این کتاب‌خانه کتابی می‌خرد و کارمند کتاب‌فروشی از او دعوت می‌کند که با آن‌ها چای بنوشد. مرسر برای چندین هفته در طبقه‌ی بالای کتاب‌فروشی زنده‌گی می‌کند و برای مالک کتاب‌فروشی یعنی آقای جُرج ویتمن کار می‌کند. او در مدت اقامتش در کتاب‌فروشی روابطی عاشقانه را تجربه می‌کند و ماجراهای بزرگ و کوچک زیادی را از سر می‌گذراند.

روز بیست و پنجم ماه شوال (۴ اردی‌بهشت)

روز بیست و پنجم سنه صد و چهل و هشت به قول بعضى وفات امام جعفر صادق علیه السلام واقع شده و بعضى روز وفات را نیمه رجب گفته اند و سبب وفات آن حضرت زهرى بوده که در انگور به آن حضرت خورانیده بودند و روایت شده که چون هنگام وفات آن حضرت شد چشمهاى خود را گشود و فرمود که خویشان مرا جمع کنید چون همه جمع شدند بسوى ایشان نظر کرد و فرمود شفاعت ما نمى رسد به کسى که نماز را سبک بشمارد و اعتنا به شاءن او ننماید.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

۱۳ فروردین جشن سیزده به در

سیزدَه‌به‌در

Persians in Holland Celebrating Sizdah Bedar, April 2011 - Photo by Persian Dutch Network-PDN.jpg

جشن سیزدَه‌به‌در ایرانیان هلند، آوریل ۲۰۱۱

ادامه نوشته

اعمال روز عید فطر (۱۱ فروردین)

روز اوّل روز عید فطر است و اعمال آن چند چیز است:
اوّل آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى خواندى
دوّم آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعائى را که سید روایت کرده اَللّهُمَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ اِلَیک بِمُحَمَّدٍ اِمامى الخ و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده
سوّم بیرون کردن زکوة فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیه است و بدانکه زکوة فطره واجب مؤ کد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدّم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکى وَ ذَکرَاسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى
چهارم غسل است و بهتر آن است که اگر ممکن شود از

ادامه نوشته

اعمال شب عید فطر (شب اول ماه شوال) (۱۰ فروردین)

یکی از شب‌های برجسته و برتر است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیای آن روایات بسیاری وارد شده، از جمله در روایت آمده: آن شب کمتر از شب قدر نیست و برای آن چند عمل مستحب است:

اوّل:

غسل کردن هنگامی‌که آفتاب غروب کرد.

دوّم:

شب‌زنده‌داری به نماز و دعا و استغفار و درخواست از خداوند و شب‌زنده‌داری در مسجد.

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و نهم ماه رمضان (۱۰ فروردین)

اللَّهُمَّ غَشِّنِي فِيهِ بِالرَّحْمَةِ، وَ ارْزُقْنِي فِيهِ التَّوْفِيقَ وَ الْعِصْمَةَ، وَ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ غَيَاهِبِ التُّهَمَةِ، يَا رَحِيماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ.
خدایا مرا در این ماه با رحمتت فروگیر، و توفیق و خود نگهداری نصیبم کن، و از تیرگیهای تهمت دلم را پاک گردان، ای مهربان به بندگان با ایمان.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دعاى شب بيست و نهم ماه رمضان (۹ فروردین)

يَا مُكَوِّرَ اللَّيْلِ عَلَى النَّهَارِ وَ مُكَوِّرَ النَّهَارِ عَلَى اللَّيْلِ يَا عَلِيمُ يَا حَكِيمُ يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و هشتم ماه رمضان (۹ فروردین)

اللَّهُمَّ وَفِّرْ حَظِّي فِيهِ مِنَ النَّوَافِلِ وَ أَكْرِمْنِي فِيهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ وَ قَرِّبْ فِيهِ وَسِيلَتِي إِلَيْكَ مِنْ بَيْنِ الْوَسَائِلِ يَا مَنْ لا يَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّينَ

خدايا بهره ام را در اين ماه از مستحبات فراوان كن، و مرا با تحقق درخواست ها اكرام فرما، و از ميان وسايل وسيله ام را به سويت نزديك كن، اى كه پافشارى اصرارورزان مشغولش نسازد.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دعاى شب بيست و هشتم ماه رمضان (۸ فروردین)

يَا خَازِنَ اللَّيْلِ فِي الْهَوَاءِ وَ خَازِنَ النُّورِ فِي السَّمَاءِ وَ مَانِعَ السَّمَاءِ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ حَابِسَهُمَا أَنْ تَزُولا يَا عَلِيمُ يَا عَظِيمُ يَا غَفُورُ يَا دَائِمُ يَا اللَّهُ يَا وَارِثُ يَا بَاعِثَ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَانا يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و هفتم ماه رمضان (۸ فروردین)

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَيِّرْ أُمُورِي فِيهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَى الْيُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِيرِي وَ حُطَّ عَنِّيَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ يَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِينَ

خدايا در اين ماه فضيلت شب قدر را روزى ام ساز، و كارهايم را از سختى به آيانى برگردان، و پوزش هايم را بپذير، و گناه و بار گران را از گردنم بریز، اى مهربان به بندگان شايسته.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

شب بیست و هفتم ماه رمضان (۷ فروردین)

در آن غسل كردن وارد شده و روايت شده است كه حضرت زين العابدين عليه السّلام اين دعا را، در اين شب از اول تا آخر شب مكرّر مى خوانداللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِخدايا دورى از خانه فريب، و بازگشت به خانه جاويدان، و آمادگى براى مرگ پيش از رسيدن آن را روزیام گردان.
دعاى شب بيست و هفتميَا مَادَّ الظِّلِّ وَ لَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ سَاكِنا وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلا ثُمَّ قَبَضْتَهُ [إِلَيْكَ ] قَبْضا يَسِيراً يَا ذَا الْجُودِ وَ الطَّوْلِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْآلاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا قُدُّوسُ يَا سَلامُ يَا مُؤْمِنُ يَا مُهَيْمِنُ يَا عَزِيزُ يَا جَبَّارُ يَا

ادامه نوشته

۱۰ فروردین جشن آبانگاه

آبان روز از فروردین ماه برابر با 10 فروردین در گاهشماری ایرانی است، نخستین آبان روز سال است و به روایت «برهان قاطع» جشنی به همین نام در این روز انجام می شده.از جمله مراسم این جشن آب پاشی به یکدیگر بوده و نوعی انتظار برای بارش باران است.

میتوان گفت دو جشن بهاری كه به كلی فراموش نشده ولی تقریبا در معرض از بین رفتن اند جشن نخستین شنبه سال و نخستین چهارشنبه سال هستند كه خوشبختانه هر دو هنوز هم در بعضی نواحی جنوب خراسان و چهارمحال و بختیاری برگزار می شوند. مراسم این اعیاد تقریبا شبیه سیزده به در است و مردم برای جشن گرفتن این روز خاص به صحرا می روند و

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و ششم ماه رمضان (۷ فروردین)

اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيِي فِيهِ مَشْكُوراً وَ ذَنْبِي فِيهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلِي فِيهِ مَقْبُولاً وَ عَيْبِي فِيهِ مَسْتُوراً يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ

خدايا كوششم را در اين ماه مورد سپاس، و گناهم را آمرزيده، و عملم را پذيرفته، و عيبم را پوشيده قرار ده، اى شنواترين شنوايان.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دعاى شب بيست و ششم ماه رمضان (۶ فروردین)

يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ آيَتَيْنِ يَا مَنْ مَحَا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلَ آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلا مِنْهُ وَ رِضْوَاناً يَا مُفَصِّلَ كُلِّ شَيْ ءٍ تَفْصِيلاً يَا مَاجِدُ يَا وَهَّابُ يَا اللَّهُ يَا جَوَادُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْاى

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و پنجم ماه رمضان (۶ فروردین)

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيهِ مُحِبّاً لِأَوْلِيَائِكَ وَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خَاتَمِ أَنْبِيَائِكَ يَا عَاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيِّينَ

خدايا مرا در اين ماه دلبسته اوليا، و دشمن دشمنانت قرار ده، و آراسته به راه و روش خاتم پيامبرانت گردان، اى نگهدارنده دلهاى پيامبران

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دعاى شب بيست و پنجم ماه رمضان (۵ فروردین)

يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ لِبَاسا وَ النَّهَارِ مَعَاشا وَ الْأَرْضِ مِهَادا وَ الْجِبَالِ أَوْتَادا يَا اللَّهُ يَا قَاهِرُ يَا اللَّهُ يَا جَبَّارُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعُ يَا اللَّهُ يَا قَرِيبُ يَا اللَّهُ يَا مُجِيبُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى و الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَانا يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ رِضًى بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُاى قراردهنده شب را جامه روز، و روز را

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و چهارم ماه رمضان (۵ فروردین)

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيهِ مَا يُرْضِيكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِمَّا يُؤْذِيكَ وَ أَسْأَلُكَ التَّوْفِيقَ فِيهِ لِأَنْ أُطِيعَكَ وَ لا أَعْصِيَكَ يَا جَوَادَ السَّائِلِينَ

خدايا در اين ماه آنچه تو را خشنود مى كند از تو درخواست می كنم، و از آنچه تو را ناخشنود می كند به تو پناه مى آورم، و از تو در اين ماه توفيق اطاعت و ترك نافرمانى ات را خواستارم، اى بخشنده به نيازمندان.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دعاى شب بيست و چهارم ماه رمضان (۴ فروردین)

يَا فَالِقَ الْإِصْبَاحِ وَ جَاعِلَ اللَّيْلِ سَكَناً وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ حُسْبَاناً يَا عَزِيزُ يَا عَلِيمُ يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ الْحَوْلِ وَ الْفَضْلِ وَ الْإِنْعَامِ وَ الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا فَرْدُ يَا وِتْرُ يَا اللَّهُ يَا ظَاهِرُ يَا بَاطِنُ يَا حَيُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَانا يَذْهَبُ بِالشَّكِّ عَنِّي وَ رِضًى بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا

ادامه نوشته

فِرمین  موش کتاب‌خوان  ماجراهای یک شهرنشین غربتی

#فِرمین #موش_کتاب‌خوان #ماجراهای_یک_شهرنشین_غربتی، #سَم_سَوِج، ترجمه: #پوپه_میثاقی، نشر #نشر_مرکز

این کتاب خیلی سطحیه و به نظر من هدف نویسنده فقط اسم‌ آوردن از کتاب‌های مختلف در طول داستان بوده و اگر دو فصل آخر کتاب نبود امتیاز صفر به‌ش می‌دادم. امتیاز: ۱ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

موشی به نام فرمین که در یک کتاب‌فروشی در یکی از محله‌های بوستون به دنیا آمده، به شکلی عجیب خواندن را می‌آموزد. او که اکنون در میان اعضای خانواده منزوی‌ شده و از طرفی نمی‌تواند با انسان‌های مورد علاقه‌اش رابطه برقرار کند، خیلی زود در می‌یابد که یک موش باسواد و تنهاست. سرانجام یک نویسنده‌ی بداقبال، فقیر و گوشه‌گیر، حضور فرمین را در کنار خود می‌پذیرد، اما پس از مدتی نویسنده از پله سقوط می‌کند و سکته می‌کند و خانه‌اش نیز به خاطر نوسازی‌های شهری، تخریب می‌شود و فرمین بی‌خانمان می‌شود.

فِرمین  موش کتاب‌خوان  ماجراهای یک شهرنشین غربتی

آدم اگر دلش نخواهد زندگی‌اش را دوباره زندگی کند یعنی آن را هدر داده است.

#فِرمین #موش_کتاب‌خوان #ماجراهای_یک_شهرنشین_غربتی، #سَم_سَوِج، ترجمه: #پوپه_میثاقی، نشر #نشر_مرکز، ص ۱۸۳

روز بیست و سوم ماه رمضان (۴ فروردین)

روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت نهاد، و به عبادت و تلاوت قرآن به سر آورد، زيرا در احاديث معتبر آمده است كه روز قدر در فضيلت همانند شب قدر است.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

اعمال مخصوصه شب بیست و سوم ماه رمضان (۳ فروردین)

اين شب از دو شب قدر گذشته افضل است، و از احاديث بسيار استفاده میشود، كه شب قدر همين شب است، و اين شب شب جهنى است يعنى شبى است كه دعاها در آن اجابت میشود، و در اين شب تمام كارها بر پايه حكمت الهى مقدّر گردد، و براى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب قدر گذشته مشترك است چند عمل ديگر است: اوّل: خواندن سوره «عنكبوت» و «روم» كه امام صادق عليه السّلام سوگند ياد كردند كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت خواهد بود.
دوم: خواندن سوره «حم دخان» سوم: هزار مرتبه خواندن سوره «قدر» چهارم: محمّد بن عيسى به سند خود از امامان صالح عليهم السّلام روايت كرده كه

ادامه نوشته