روز اربعین (۱۳ مرداد)

روز اربعين و به قول شيخ مفيد و شيخ طوسى روز بازگشت خانواده حضرت حسين عليه السّلام از شام به مدينه،و روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين عليه السّلام است،و جابر نخستين زائر آن حضرت پس از شهادت ايشان است،و زيارت حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام در اين روز مستحبّ است.از حضرت عسگرى عليه السّلام روايت شده: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است:بجا آوردن پنجاه‏ويك ركعت نمازهاى واجب و نافله در شب‏وروز،زيارت اربعين،انگشتر به دست راست نمودن،و در سجده جبين را بر خاك گذاشتن،و بلند گفتن«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»شيخ در كتاب«تهذيب» و«مصباح»زيارت خاص اين روز را از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه ما ان شاء اللّه در باب زيارات خواهيم

ادامه نوشته

روز سوم ماه صفر (۲۷ تیر)

سيّد ابن طاووس از كتابهاى اصحاب ما اماميه نقل كرده است كه در اين روز خواندن دو ركعت نماز مستحب است كه‏ در ركعت اول سوره ‏هاى حمد و انا فتحنا و در ركعت دوم سوره‏ هاى حمد و توحيد خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات،و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابى سفيان و صد مرتبه استغفار بگويد،آنگاه حاجت خود را بخواهد.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

روز اوّل ماه صفر (۲۵ تیر)

در سال سى‏ وهفتم جنگ صفين درگرفت،و در اين روز در سال شصت ‏ويكم به قولى سر مبارك حضرت‏ سيّد الشهداء عليه السّلام را وارد دمشق كردند،و بنى اميّه آن روز را عيد قرار دادند،و آن روزى است كه در ان غصّه ‏ها تازه می ‏شود.

كانت مآتم بالعراق تعدها أموية بالشام من أعيادها

در عراق ماتمهايى بود كه آن را بحساب آوردند بنى اميّه در شام از عيدهاى خود

و در اين روز و به قولى در روز سوم،در سال صدوبيست ‏ويك زيد بن على شهيد شد.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

دلبستگیِ کتابی

طیف گسترده‌ای از تقدیم‌نامه‌ها از نوع خاص و عام‌اند. برای مثال گرچه آنتوان دو سنت اگزوپری شاهکار خود، شازده کوچولو، را به یک فرد خاص (لئون ورت) تقدیم کرد اما دوستان کوچکش را از یاد نبرد. کتابش را به لئون ورت وقتی پسری کوچولو بود تقدیم کرد:
از این‌که کتابم را به یک آدم بزرگ اهدا کرده‌ام، جا دارد از بچه ها عذرخواهی کنم. البته من برای این کار دلیل موجهی دارم: این شخص بهترین دوست من است. دلیل دیگری هم دارم: این آدم بزرگ خیلی چیزها را می‌فهمد، حتی کتاب‌هایی را که برای بچه‌ها نوشته‌اند. دلیل سومی هم دارم: او در فرانسه زندگی می‌کند و سرما و گرسنگی می‌کشد. پس باید به چیزی دلخوش باشد. باز هم اگر هیچ‌کدام از این دلایل کافی نباشد، کتاب را به کودکیِ این آدم بزرگ اهدا می‌کنم. چون بالاخره هر آدم بزرگی یک وقتی بچه بوده، هرچند که این حقیقت را انگشت‌شماری از آنان به خاطر دارند. پس تقدیم‌نامه‌ام را به این شرح اصلاح می‌کنم: به لئون ورت، آن‌وقت‌ها که پسرکی کوچولو بود.

آنتوان دو سنت اگزوپری، شازده کوچولو، ترجمه اصغر رستگار، نقش خورشید، ۱۳۷۹، صفحه ۶ نقل شده در #تقدیم‌نامه‌های_کتابی، #احمد_اخوت، #دلبستگیِ_کتابی، #احمد_اخوت، نشر #نشر_گمان، ص ۳۵

مجموعه‌ی من هنوز در سفرم | ۱  و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد  روایتی از سفر به کاتماندو، بامیان

#مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مون‌پولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطراف


این کتاب جلد اول از مجموعه «من هنوز در سفرم» است با عنوان «و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد.»

موضوع: سفرنامه، جستار، انسان‌شناسی
این کتاب روایت سفر به شهرها و کشورهای کاتماندو، بامیان، تفلیس، آتن، هرات، کابل، جنوا، قونیه و مون‌پولیه است، اما صرفاً شرح وقایع سفر نیست. نویسنده که در رشته‌ی انسان‌شناسی تحصیل کرده، تجربه‌های بیرونی سفر را به تأملات درونی و نگاه انسان‌شناسانه پیوند می‌زند و از هر سفر بهانه‌ای می‌سازد برای تأمل درباره‌ی موضوعاتی مانند:
مرگ و ناپایداری زنده‌گی
مهاجرت
هویت
فرهنگ و تفاوت‌های انسانی
معنای سفر و تغییر درونی

مجموعه‌ی من هنوز در سفرم | ۱  و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد  روایتی از سفر به کاتماندو، بامیان

سهروردی می‌گوید ریشه‌ی کلمه‌ی عشق از گیاه «عشقه» آمده که دور درخت می‌پیچد و تمام جانش را می‌مکد تا درخت خشک شود و یک‌باره علاقه منقطع گردد: «عشق اگرچه جان را به عالم بقا می‌رساند اما تن را به عالم فنا باز آرد، زیرا که در عالم کون و فساد هیچ‌چیز نیست که طاقت بار عشق تواند داشت.»

#مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مون‌پولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطراف، ص ۱۱۲

مجموعه‌ی من هنوز در سفرم | ۱  و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد  روایتی از سفر به کاتماندو، بامیان

زرتشت گفت "برخی روان‌ها را نخست باید ساخت و آن‌گاه پرده‌برداری کرد."
جوان فریاد زد. "راست گفتی زرتشت. از آن پس که خواستار بلندی بوده‌ام دیگر نه خود به خویش اعتماد داشته‌ام نه دیگران به من. چرا چنین شد؟ زود دگرگون می‌شوم، امروز دیروزم را نفی می‌کند. هنگام بالا رفتن چه بسا از فراز
پله‌ها بر می‌جهم و هیچ پله این گناه را بر من نمی‌بخشاید. بر بلندی، خود را همیشه تنها می‌یابم. آن‌جا همه با من خاموش‌اند. سوز تنهایی می‌لرزاندم. در بلندی در پی چیستم؟ خوارداشت و شوقم با هم بالا می‌گیرند و هر چه بالاتر می‌روم آن را که بالا می‌رود خوارتر می‌دارم. او در بلندی در پی چیست؟ چه شرمسارم از بالا رفتن و لغزیدنم. چه خنده می‌زنم بر نفس‌های بریده‌ام. چه بیزارم از پروازگر. چه خسته‌ام بر بلندی."
این‌جا جوان خاموش شد و زرتشت، جلوی درختی که کنارش ایستاده بودند، درنگی کرد و چنین گفت "این درخت این‌جا تنها بر کوه ایستاده است. او بر فرازی دور از آدمی و جانور رُسته است و چنان بلند رُسته است که اگر می‌خواست زبان بگشاید کسی را نمی‌یافت که او را دریابد. اکنون چشم‌به‌راه است و چشم‌به‌راه. چشم‌به‌راه چیست؟ او به جایگاه ابرها بس نزدیک می‌زید. چه بسا چشم‌به‌راه نخستین آذرخش است."
چون زرتشت این سخنان بگفت جوان با جنب‌وجوشی فریاد زد "آری زرتشت، راست گفتی. آن‌گاه که خواستار بلندی بودم، شوق نابودی خود را داشتم."
زرتشت گفت "تو هنوز آزاد نیستی. تو جویای آزادی هستی و جست‌وجویت تو را فرسوده و بی‌خواب کرده است. خواستار بلندی‌های گشاده‌ای و روانت تشنه‌ی اختران است اما غرایز بدنت نیز تشنه‌ی آزادی‌اند. تو در چشم من زندانی‌ای هستی که به آزادی می‌اندیشد. وَه که روان چنین زندانی‌ای چه زیرک می‌شود اما حیله‌گر و فرومایه نیز. آری می‌شناسم خطری را که در کمین توست اما تو را به عشق و امیدم سوگند که عشق و امیدت را فرو مگذار."

چنین گفت زرتشت، فردریش ویلهلم نیچه، ترجمه‌ی داریوش آشوری نقل شده در #مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مون‌پولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطراف، صص ۱۰۴ و ۱۰۵

مجموعه‌ی من هنوز در سفرم | ۱  و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد  روایتی از سفر به کاتماندو، بامیان

آدم جهان‌گرد را هیچ‌چیز به اندازه‌ی روند ویزا گرفتن آزار نمی‌دهد چون او می‌داند مرزی وجود ندارد. چون او دیده که مردم ملیت‌های مختلفْ درست مثل هم غمگین می‌شوند و مثل هم می‌خندند. می‌داند که نگرانی، رنج یا عشق پشت مرزهای اروپا، آمریکا یا ژاپن منتظر ویزا نمی‌ایستد. برای روحی که با دیدن و شنیدن در سفر فربه شده، خط‌کشی مصنوعیِ روی کره‌ی زمین به ساختن زندانی بزرگ می‌ماند. من مرزها را باور نمی‌کنم. ورِ ساده‌دلم دارد می‌بیند که پادشاه لخت است. شاید روزی مفهوم «مرز» در کلاس‌های تاریخ تدریس شود و آیندگان از روزگاری که انسان‌ها با لجاجتی بچگانه دور سرزمین‌هاشان دیوار و سیم خاردار می‌کشیدند، با تعجب یاد کنند. ورِ ساده‌دلم می‌تواند بدون ویزا هم رؤیاپردازی کند.

#مجموعه‌ی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمی‌داند_در_کدام_زمین_می‌میرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مون‌پولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطراف، صص ۴۱ و ۴۲

دیوان اشعار ایرج میرزا

#دیوان_اشعار_ایرج_میرزا، #ایرج_میرزا، نشر #آوای_بیصدا

اکثر شعرهای کتاب ضعیف هستند هر چند ایرج میرزا با چند شعر خاصش ( به عنوان مثال شعر "قلب مادر") نشان داده که شاعر خوبیست ولی کارهای ضعیف زیادی هم دارد. کتابی که من خواندم ناقص بود و شامل همه‌ی اشعار نبود و چاپی بسیار ضعیف داشت و خیلی جا‌ها هم سانسور شده بود و به‌جای خیلی کلمات چندنقطه گذاشته شده بود. امتیاز: ۱ از ۱۰.

دیوان اشعار ایرج میرزا

قبله آمال

حاجیان رخت چو از مکه برند
مدتی در عقب سر نگرند
تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشم دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر؟ مال منی
روی رخشنده تو قبله ماست
مردم دیده ما قبله نماست


#دیوان_اشعار_ایرج_میرزا، #ایرج_میرزا، نشر #آوای_بیصدا، ص ۲۷۴

دعای هنگام استهلال ماه صفر (۲۵ تیر)

نگارنده‌ى كتاب «المنتخب» چنين نقل كرده است:

هنگام استهلال ماه صفر بگو:

اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ الْعَلِيمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ وَ أَنْتَ اللَّهُ الْقَدِيرُ الْمُقْتَدِرُ الْقَادِرُ

خداوندا، تو خداى آگاه، آفريننده و روزى‌رسان هستى و تو خداى توانا مقتدر و توانمندى،

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَرِّفَنَا بَرَكَةَ هَذَا الشَّهْرِ وَ يُمْنَهُ

از تو درخواست مى‌كنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و ما را با بركت و خجستگى اين ماه آشنا گردانى

ادامه نوشته

۷ مرداد مرداد روز،جشن مردادگان

امرداد به معنی بی مرگی و جاودانگی

7 مرداد؛ جشن امردادگان

امرداد نام ششمين و به عبارتي هفتمين و آخرين امشاسپندان است. در آئين زرتشت، خرداد و امرداد، امشاسپندان “كمال” و “دوام” در جهان مينوي و پرستاران آب و گياه در جهان خاكي ، همواره در كنار هم جاي دارند.

واژه امرداد كه اوستايي آن “امرتات” ameretat است ، از سه بخش درست شده است : “ا+ مر+ تات”. بخش نخست پيشوند نفي است ؛ بخش دو، از ريشه مصدري “مر” mar به معني “مرگ” است و جزء سوم پسوند “تات” است به معناي “كاملي” ، “رسايي” و “سالمي” . بنابراين “امرتات” (امرداد=مرداد) يعني بي مرگي (ناميرايي=جاودانگي=دوام جاودان).

ادامه نوشته

۱۵ تیر جشن خام خواری

طرفداران رژیم خام خواری اعتقاد دارند که این رژیم متعلق به دوران ماقبل تاریخ است

۱۵ تیر مصادف با جشن خام خواری

انسانها برای حفظ و یا بازگرداندن سلامت بدن خود از رژیمهای مختلف غذایی استفاده میکنند. رژیم گیاهخواری و خام خواری دو نوع از این رژیم ها هستند.

جشن خام خواری
در گاه شمار ایرانی 15 تیر برابر است با �جشن خام خواری� یا به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، �عمس� یا �غفس� یا �خواره�، جشنی از جشن�های سُغد باستان بوده و از مراسم این جشن،

ادامه نوشته

نكات و اعمال شب و روز  ٢١  محرم (۱۵ و ۱۶ تیر)

شيخ «مفيد» -رضوان اللّه عليه-در كتاب «حدائق الرياض» در ضمن اعمال ماه محرم آورده است:

«شب  ٢١  محرم از سال سوم هجرت كه پنجشنبه بود، شب عروسى فاطمه، دختر رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و عليها-با امير مؤمنان-عليه السّلام-بود. از اين‌رو، مستحب است انسان اين روز را براى سپاسگزارى از خداوند متعال و آگاهى از اجتماع حجت خدا و برگزيده‌ى او، روزه بدارد.»

راويان اماميه در نحوه‌ى اين عروسى مقدس، احاديث بااهميتى را نقل كرده‌اند.

ما فقط به ذكر يك روايت آن‌هم از طريق «خطيب»،

ادامه نوشته

کابوس‌های بیروت

#کابوس‌های_بیروت، #غادة_السمّان، مترجم: #احسان_موسوی_خلخالی، نشر #نشر_نی

جنگ داخلی در بیروت زنی را به هم‌راه چند نفر دیگر در خانه‌شان به نوعی زندانی می‌کند و این کتاب حاصل یادداشت‌های زن در این چند روز است. روند روایت خیلی کند پیش می‌رود و خیلی‌جاها خسته‌کننده می‌شود. امتیاز: ۱ از ۱۰.

اعمال روز عاشورا (۵ تیر)

شهادت سيّد الشهدا عليه السّلام،و روز مصيب و حزن ائمه طاهرين عليهم السّلام و شيعيان ايشان است،

و در اين روز سزاوار است شيعيان مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند،و براى خاني خود چيزى ذخيره نكنند،و مشغول گريه و نوحه و مصيبت‏ باشند،و عزادارى حضرت امام حسين عليه السّلام را بر پا كنند و اشتغال به ماتم داشته باشند به صورتى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اقوام خود اشتغال مى‏ورزند،و آن حضرت را به زيارت عاشورا كه پس از اين در باب زيارات‏ بيايد،زيارت كنند. و در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت سعى نمايند. و يكديگر را در مصيبت آن وجود مقدّس به اين جملات تعزيت گويند:أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ

ادامه نوشته

اعمال شب عاشورا (۴ تیر)

سيّد در كتاب«اقبال»براى اين شب دعاها و نمازهاى بسيار با فضيلتهاى فراوان روايت كرده،از جمله‏ صدر ركعت نماز كه در هر ركعت پس از سوره حمد سه مرتبه سوره توحيد خوانده،و بعد از پايان صد ركعت هفتاد مرتبه بگويد:سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ منزّه است خدا،و سپاس خداى را،و نيست معبودى جز خدا،و خدا بزرگتر است،و جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى‏ برتر بزرگ.و در روايت ديگر پس از العلى العظيم استغفار هم ذكر شده.و نيز چهار ركعت نماز در آخر شب كه در هر ركعت پس از سوره حمد،هركدام از آية الكرسى و سوره‏هاى توحيد و فلق،و ناس را ده مرتبه بخواند،و پس از سلام صدمرتبه سوره تحيد را قرائت كند.و ديگر چهار ركعت

ادامه نوشته

۱۳ تیر تیر روز،جشن تیرگان

آب پاشی، فال کوزه و دستبند تیر و باد از آئین های جشن تیرگان بوده است

13 تیر مصادف با جشن تیرگان

یکی از این آئین ها که البته امروزه به بوته فراموشی سپرده شده است جشن تیرگان می باشد که ایرانیان باستان آن را در روز سیزدهم تیر به مناسبت تیر اندازی آرش پهلوان اسطوره ای ایران برگزار می کردند.

فرهنگ ایرانی پر است از جشنها و آئین هایی که به مناسبتهای گوناگون و در فصلهای مختلف سال برگزار می شده است ، آنچه که در اغلب این جشنها به چشم می خورد نوعی شادی درونی و نشاط گروهی است که با ذات

ادامه نوشته