دومین مکتوب
اصرار
در سال ۱۹۸۵، در کوه های پیرنه١ بودم که کارت پستالی با نام کلیسای گِز دیدم. نقشه را گشودم و متوجه شدم به کوه گز نزدیک هستم، تصمیم گرفتم از کوه بالا بروم و کلیسا را از نزدیک ببینم. به سرم افتاده بود که کلیسا در بالا و آن سوی کوه است.
ساعتها، از راههای صعبالعبور بالا رفتم. تنها وقتی به صدمتری قله رسیدم، دو چیز را فهمیدم: الف) من گم شده بودم؛ ب) هیچ شهری در قله کوه نبود (بعدها فهمیدم کلیسا در دامنه کوه است).
آن روز تقریباً تا دم مرگ پیش رفتم. فکر شهر را از کجا گرفته بودم؟ چرا وقتی فهمیدم راهی به بالای کوه نیست، دست از ادامه راه نکشیدم؟
گاهی در مورد مسایل خاصی تعصب نشان میدهیم، و تنها زمانی اشتباهمان را درمییابیم که بسیار دیر است. به خاطر همین خوب است همیشه این جمله گوته۳ را به یاد داشته باشیم:
-هیچ کس نمیتواند بهتر از خودمان ما را فریب بدهد.
Pirineus -۱
Gez -۲
۳- Johann Wolfgang von Goethe (یوهان ولفگانگ گوته ۱۸۳۲-۱۷۴۹): شاعر مشهور آلمانی، خالق تراژدی "فاوست".م.
#دومین_مکتوب، #پائولو_کوئلیو، مترجم #آرش_حجازی - #بهرام_جعفری، نشر #کاروان، صص ۱۰۸ و ١٠٩