مجموعهی من هنوز در سفرم | ۱ و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد روایتی از سفر به کاتماندو، بامیان
سهروردی میگوید ریشهی کلمهی عشق از گیاه «عشقه» آمده که دور درخت میپیچد و تمام جانش را میمکد تا درخت خشک شود و یکباره علاقه منقطع گردد: «عشق اگرچه جان را به عالم بقا میرساند اما تن را به عالم فنا باز آرد، زیرا که در عالم کون و فساد هیچچیز نیست که طاقت بار عشق تواند داشت.»
#مجموعهی_من_هنوز_در_سفرم_|_۱ #و_کسی_نمیداند_در_کدام_زمین_میمیرد #روایتی_از_سفر_به_کاتماندو،_بامیان،_تفلیس،_آتن،_هرات،_کابل،_جنوا،_قونیه،_مونپولیه، #مهزاد_الیاسی_بختیاری، نشر #نشر_اطراف، ص ۱۱۲
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ ساعت 23:42 توسط دپرام
|