در پارکی که به موزه منتهی می‌شود، مجسمه «ساداکو» هم ساخته شده. یک مجسمه برنزی روی یک پایه فلزی کوه‌مانند که دست‌هایش را به دو طرف باز کرده و یک درنا، شبیه درناهای کاغذی که با میله‌های فلزی ساخته شده را روی دست‌هایش حمل می‌کند.
«ساداکو» نماد کودکان بی‌گناهی‌ست که در هیروشیما و ناگازاکی رنج کشیدند، سوختند یا دچار بیماری‌هایی شدند که در سال‌های آینده آن‌ها را از پای درآورد. ساداکو در روز بمباران دوساله بود. او در لحظه انفجار از پنجره خانه‌اش به بیرون پرت شد. مادرش فکر می‌کرد او مرده، اما در کمال تعجب او را زنده پیدا کرد. او زنده ماند اما تشعشعات ناشی از انفجار او را به لوسمی (سرطان خون) دچار کرد و سال به سال حالش بدتر شد تا اینکه وقتی دوازده‌ساله بود، در بیمارستان بستری شد. یک افسانه ژاپنی می‌گوید که اگر کسی بیمار باشد و هزار درنای کاغذی بسازد، شفا می‌یابد. ساداکو از این افسانه خبردار شد و شروع کرد به ساخت درناهای کاغذی و آویزان کردن آن‌ها از سقف بیمارستان. اما حالش روزبه‌روز بدتر و بدتر می‌شد. او فقط فرصت یافت ۶۴۴ درنا بسازد و روز بیست‌وپنجم اکتبر ۱۹۵۵ از دنیا رفت. هم‌کلاسی‌هایش ۳۵۶ درنای دیگر ساختند و با او به خاک سپردند. حالا درناهای کاغذی در همه‌جای دنیا یادآور ساداکو و همه کودکان بی‌گناهی است که در جنگ‌ها و به‌خاطر جاه‌طلبی سیاستمداران جان می‌سپارند.

#دو_دستی #نوشته‌ها_و_عکس‌های_سفر_به_ژاپن، #منصور_ضابطیان، نشر #نشر_مون، صص ۲۲۰ و ۲۲۱