نام نویسنده : یوستین گردر
مترجم : حسن کامشاد
زبان : پارسی
تعداد صفحه : 320


:::: توضیحات :

سوفی آموندسن از مدرسه به خانه می رفت . تکه ی اول راه را با یووانا آمده بود . درباره ی آدمهای ماشینی حرف زده بودند یووانا عقیده داشت مغز انسان مانند کامپیوتری پیشرفته است . سوفی خیلی مطمین نبود آدمیزاد لابد بیش از یک قطعه افزار است ؟ به فروشگاه بزرگ که رسیدند راهشان از هم جدا شد .سوفی بیرون شهر زندگی میکرد و راهش تا مدرسه دو برابر یووانا بود . بعد از باغ آنها بنای دیگری نبود ، خانه شان انتهای دنیا می نمود . جنگل از همان جا شروع می شد  . آمد و آمد تا رسید به کوچه ی کلوور . درآخر کوچه پیچ تندی بود ، به نام پیچ ناخدا . احدی گذارش به این طرفها نمی افتاد مگر در تعطیلات آخر هفته . اوایل ماه مه بود . شاخه های سرکش نرگس های زرد ، گرد درختان میوه ی بعضی از باغهای پیچیده بود . برگهای سبز کمرنگ درختان غان تازه در آمده بود. شگفتا چگونه همه چیز در این وقت سال می شکفد ! زمین که رو به گرمی نهاد و دانه های آخر برف که آب شد ، خروارهای گیاه سبز از خاک بی جان سر در می آورد ، چی این را سبب می شود ؟ سوفی در باغ را گشود ، به صندوق پست نگاهی انداخت . معمولا مقدار زیادی برگه ی آگهی و یک یا چند پاکت بزرگ …
منبع: http://vatanpdf.com