فارغ از ساکن فعلی کاخ سفید، حقیقتی که نباید از آن غافل شد این است که آمریکا دیگر کمتر متحد واقعی در جهان دارد و حتی شرکای دیرینه‌اش اطمینان گذشته‌ی خود را به دولت آمریکا از دست داده‌اند. انزوای آمریکا چنان نگرانی عمیقی در کهنه‌کاران باتجربه برانگیخته که مثلاً استروب تالبوت، معاون پیشین وزیر خارجه، می‌گوید انزواگرایی آمریکا نه تنها احمقانه که خلاف منافع ملی آمریکاست. دقیقاً همین نکته را از جیم ماتیس هم اندکی پیش از کریسمس ۲۰۱۸ که استعفا کرد می‌شنویم. او قویاً باور دارد که "قدرت کشور آمریکا در گرو قدرت نظام فراگیر و یگانه‌ی متحدان و شرکای ماست." اجازه‌ی آبروریزی و ناکامی دادن نه تنها آمریکا را تضعیف می‌کند بلکه فرصت‌هایی فراهم می‌آورد برای "کشورهایی که منافع راهبردی‌شان روزبه‌روز با منافع ما ناسازگارتر می‌شود."
دوست‌یابی یک هنر است، و روند آهسته‌ی زمان‌بری که ثمرات دیرپا دارد. ایجاد و حفظ و تقویت روابط به شکیبایی و سرمایه‌گذاری نیاز دارد. به تعبیر اسکار وایلد، یکی را از دست دادن ممکن است بدبیاری تلقی شود؛ ولی همه را با هم از دست دادن به نظر می‌رسد از سهل‌انگاری باشد.

#راه‌های_ابریشم_نو #اکنون_و_آینده‌ی_جهان، #پیتر_فرانکوپن، ترجمه‌ی #حسن_افشار، #نشرمرکز، ص ۱۱۵