#نقطه‌یِ_ضعف، #آنتونیس_ساماراکیس، ترجمه #مرتضی_کلانتریان، #آگاه

پایان داستان تکان‌دهنده و عالی است، و این عالی بودن پایان داستان نتیجه‌ی پرداخت خوب شخصیت‌ها و روايت خوب داستان است. این داستان از جهت نوع روایت و فضای داستان با بقیه‌ی داستان‌های یونانی که خوانده‌ام متفاوت بود. بازگشت‌های ناگهانی داستان به گذشته و تغییر راوی در طول داستان به خوبی انجام شده بود. امتیاز: ۶ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

مردی هنگام صرف نوشیدنی بعد از ظهر خود در کافه‌ توسط دو مأمور سازمان ویژه دست‌گیر می‌شود، هرچند که دقیقا نمی‌دانیم که جرم او چیست و مظنون به چیست، و در اوایل داستان ظاهرا خود او نیز چیزی نمی‌داند. آن‌چه در ادامه می‌آید سفری با ماشین به سمت فرودگاه و از آن‌جا به دفتر مرکزی سازمان ویژه است و بازجویی‌ای که بدون شک آن‌جا در انتظار اوست. نقشه‌ی سازمان این است ‌که دو مامور که مسئول انتقال فرد مظنون به مرکز هستند در مسیر کمی ایجاد معطلی کنند و با او رابطه‌ی صمیمی ایجاد کنند تا با تضادی که بین این صمیمیت و فضای بازجویی وجود دارد مقاومت مظنون که اسنادی هم از تخلفاتش در دست ندارند زودتر بشکند و اعتراف کند. کم‌کم بین فرد مظنون و یکی از مامورین که زمان بیش‌تری را با فرد مظنون می‌گذراند، ارتباط عاطفی عمیقی ایجاد می‌گردد به شکلی که در انتهای داستان او به متهم که در حال فرار است شلیک نمی‌کند و او را تشویق به فرار می‌کند. مامور دیگر به هم‌کارش شلیک می‌کند و او زخمی می‌شود، متهم نیز از طبقه‌ی هفتم سقوط می‌کند.