۶۶ قصّه از هانس کریستین آندرسن
معلوم نیست چه عاقبتی در انتظارمان است. ممکن است روزی گذر ما به کارخانه کاغذسازی بیفتد و به کاغذ سفیدی تبدیل شویم که تمام سرگذشتمان را روی آن چاپ کنند. آن وقت هر دروغی که گفتهایم و هر غیبتی که کردهایم پیش همه فاش میشود.
#۶۶_قصّه_از_هانس_کریستین_آندرسن، #ملکه_برفی، #هانس_کریستین_آندرسن، مترجم: #پریسا_همایونروز، #قدیانی #کتابهای_بنفشه، ص ۱۳۶
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 10:29 توسط دپرام
|