دانسته‌هایی دانسته وجود دارند. آنها چیزهایی هستند که می‌دانیم که می‌دانیم. نادانسته‌هایی دانسته وجود دارند. یعنی، چیزهایی که می‌دانیم که نمی‌دانیم. اما نادانسته‌هایی نادانسته هم وجود دارند. چیزهایی که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم.
نادانسته‌های دانسته قابل‌کنترل هستند. ممکن است سخت باشد، اما حداقل مشخص است که برای چه چیزی باید آماده باشیم. اگر ارتش بداند که حمله در راه است اما نداند کی و کجا، پس می‌تواند به قوای احتیاط خود هشدار بدهد، سلاح‌هایشان را آماده کند و همه‌چیز را تا می‌تواند تجهیز نماید. در اوایل سال ۲۰۰۱، نهادهای انتظامی می‌دانستند که مرکز تجارت جهانی هدف حمله تروریست‌های خاورمیانه است. به این دلیل که در سال ۱۹۹۳ بمباران شده بود، حمله‌ای که ۶ نفر را کشت و هزاران نفر را زخمی کرد. دانستن این یک هدف بود و این نهادها امنیت را با روش‌های متعددی از جمله با اضافه‌کردن نگهبان و قراردادن راهبندهای میله‌ای در محل، بهبود بخشیدند.
اما این نادانسته‌های نادانسته هستند که مشکلات واقعی را ایجاد می‌کنند. چطور می‌توانید برای چیزی که نمی‌دانید آماده شوید. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از خطوط اصلی هواپیما به مثابه موشک و به‌منظور پایین آوردن مرکز تجارت جهانی استفاده خواهد شد. این حمله نگاه آمریکایی‌ها به امنیت را تغییر داد و باعث آغاز زنجیره‌ای از رویدادها در خاورمیانه شد که کم از فاجعه نداشت، از جنگ‌های مهم در افغانستان، عراق و سوریه تا روش‌های نوین جنگی و سازمان‌های تروریستی جدید.
نادانسته‌های نادانسته، فقط استراتژیست‌های نظامی را دچار سردرگمی نمی‌کنند؛ ما همه باید با آنها مقابله کنیم. آنها تمامی معاملات بورس را ذاتاً خطرناک می‌کنند، چراکه هیچ‌کس هرگز نمی‌داند در چه زمانی رویدادی فاجعه‌بار موجب رکود ناگهانی در بازار خواهد شد. در سال ۲۰۱۱، شاخص ژاپنی نیکی (index Japanese Nikkei)، شاخص وضعیت بازار سهام‌ژاپن، پس از یک زلزله عظیم و سونامی پس از آنکه بخش‌هایی از ژاپن را ویران کرد ۱/۷ درصد کاهش یافت. نادانسته‌های نادانسته می‌توانند خانواده‌ها را دچار آسیب‌های بسیار شدید کنند، زمانی‌که به مصیبت دچار می‌شوند و یا حتی زمانی‌که با یک بخت مساعد (نظیر یافتن طلا در حیاط پشتی) روبه‌رو می‌گردند. هیچ میزانی از فهم نمی‌تواند نادانسته‌های نادانسته را پیش‌بینی کند ولی درعین‌حال در همه زمان‌ها رخ می‌دهند.

#توهّم_آگاهی #چرا_هیچ‌گاه_در_اندیشیدن_تنها_نیستیم؟، #استیو_اسلومن #فیلیپ_فرنباخ، مترجمان #مینا_تربتی #محسن_فشی، #کتاب_کوله‌پشتی، صص ۴۵ و ۴۶