حفظم کن
طلسم من
حفظم کن
در روزهای تعقیب
در روزهای پشیمانی و اضطراب
چرا که تو
اهداییِ روزهای غمی به من...
ای دروغ مقدس و شیرینِ من
ستاره سحرآمیز جان
عهد شکست و فرونشست
تو حفظم کن، طلسم من.
بگذار که هرگز خاطره‌ام
زخمهای این قلب را بر نیاشوبد
بدرود، ای امید
بخواب، ای آرزو، مدید
تو حفظم کن
طلسم من.

آلکساندر پوشکین، طلسم، ۱۸۲۵

ترجمه: حمیدرضا آتش‌برآب

(از کتاب عصر طلایی و نقره‌ای شعر روس)


نقل شده در #دوبروفسکی، #آلکساندر_پوشکین، ترجمه #حمیدرضا_آتش‌برآب، نشر #بنگاه_ترجمه_و_نشر_کتاب_پارسه، ص ۵