در انتهای فرصت خود ایستاده‌ام
و گوش می‌کنم: نه صدایی
و خیره می‌شوم: نه ز يک برگ جنبشی
و نام من که نَفْس آن همه پاکی بود
دیگر غبار مقبره‌ها را هم
بر هم نمی‌زند.

تولدی دیگر، شعر "دیدار در شب"، ص ۱۱۴ نقل شده در #گزینه_اشعار، #فروغ_فرخزاد، نشر #انتشارات_مروارید، ص ۲۹