شهباز و جغدان

 

اسماعیل فصیح

 

انتشارات صفی علی شاه

جلال آریان در مرخصی استعلاجی به سر می برد و در هواپیما راهی تهران است که پروین دختر یکی از دوستانش به نام سیروس روشن را ملاقات می کند . پروین برای جلال تعریف می کند که اکنون مدتی است پدر وی مفقود شده و آیا جلال سراغی از او ندارد . سیروش روشن نقاش بسیار هنرمندی بوده که با دختر پولداری به نام آذر ازدواج می کند ولی آذر چندان به او وفادار نبوده و نهایتا نیز از او طلاق می گیرد . پروین دختر آنها با مادر زندگی می کند ولی صمیمانه عاشق پدرش است . بعد از ملاقات در هواپیما ، جلال نیز درگیر ماجرا شده و پا به پای پروین به دنبال پدر او سیروس است ..

خیلی بد بود اصلا خوشم نیومد نمی دونم آقای فصیح وقتی موضوع نداره مجبوره کتاب بنویسه آخه !!!!آخه بابا موضوع کتاب درد سیاوش هم همین بود که پسره از خانواده پولدار که عاشق پدرش بود یک دفعه می رفت دنبال باباش و می فهمید این باباش نیست و ناپدریش بابای اصلیشه و باباش را کشتن و .... عین همین . بعد وارد شدن جلال آریان به این قصه هم خیلی بی مزه و غیر واقعی بود آخه شما بعد از چندین سال دختر دوستی را می بینید که ازش خبری ندارید و این جور با زندگی اون آمیخته می شید !!!

آقای فصیح جزء نویسندگان بسیار پر کار کشور بوده ولی تمایلی به حضور در محافل ادبی یا مصاحبه نداشته . ظاهرا تنها یک بار در سال 72 با مجله کلک مصاحبه می کنه و مصاحبه ای هم از آخرین روزهای زندگیش در بیمارستان وجود داره .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بیگناه ها نمی تونن به هیچ کس کمک کنن ، بدتر از همه به خودشون .

 

من شب های بد و شب های تنهایی زیاد داشته ام . اما اون شب ، شب بد بد بدی بود .

 

در آفریدن زیبایی و در عشق تردید غلطه .

منبع: http://bestbooks.blogfa.com