با توجه به موضوع و متن کتاب احساس من این بود که کتاب بر خلاف این که روی جلد ادعا شده بود که متن کامل هست، سانسور شده. اوایل کتاب ضعیف بود ولی شاید این ضعف به بحث سانسور و بریده شدن متن ربط داشته باشه. از اواسط کتاب به‌تر و قوی‌تر شد و به اون چیزی که از پائولو کوئلیو انتظار می‌رفت نزدیک شد. در کل 6 نمره از 10 به این کتاب می‌دم.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

ماریا دختر زیبایی اهل برزیل است که در اول جوانی به تنهایی به ریودوژانیرو می‌رود، در آن‌جا مردی سویسی او را دعوت به کار می‎‌کند و بعد از اطلاع دادن به پدر و مادرش با مرد به سویس می‌رود. در سویس متوجه می‌شود که قراردادش با مرد یک‌طرفه بوده و او در مخمصه گیر کرده. به می‌خانه‌ای می‌رود و به روسپی‌گری مشغول می‌شود. روزی که اتفاقی به کافه‌ای می‌رود نقاش معروفی از او درخواست می‌کند که تصویرش را بکشد، همین اتفاق شروع آشنایی ماریا با نقاش می‌شود و کم‌کم آن دو عاشق هم می‌شوند. ماریا از قبل تصمیم جدی داشت که بعد از مدت مشخصی به روستای خودش در برزیل برگردد و در آن‌جا با پولی که جمع کرده وضعیت خانواده‌اش را سرو سامان دهد و برای خودش خانه و مزرعه بخرد؛ آشنایی با نقاش ماریا را کمی در تصمیمش برای بازگشت به روستایش دچار شک می‌کند ولی در آخر تصمیم می‌گیرد که حرکت کند. سوار هواپیما می‌شود در حالی که منتظر است که نقاش به دنبالش بیاید ولی خبری نمی‌شود، هواپیما به سمت پاریس پرواز می‌کند تا از آن‌جا سوار هواپیمایی دیگر شود و به برزیل برود. در فرودگاه پاریس نقاش ماریا را غافل‌گیر می‌کند ...