اُستخوانهای دوستداشتنی
اوایل کتاب خیلی خوب بود و ریتم خوبی داشت ولی کمکم از ریتم افتاد و کند شد. اگر با همان ریتم و روند پیش میرفت میتوانست یکی از کتابهای خوبی باشد که خواندهام. نکتهی مهم و آموزندهی کتاب این بود که باید خیلی زیاد مراقب بچهها باشیم و به هر کسی اجازهی نزدیک شدن به اونها را ندهیم و خود بچهها را هم نسبت به مراقبت از خودشون و آنچیزهایی که باید رعایت کنند آگاه کنیم. امتیاز کتاب 5 از 10.
(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))
دختری به نام سوزی توسط مرد همسایه مورد تجاوز قرار میگیرد و بعد از آن کشته و بدن قطعهقطعه شدهاش دفن میشود. سوزی به بهشت میرود و از آنجا همهی اتفاقات خانواده و اطرافیانش را زیر نظر دارد. داغ و نبود سوزی باعث میشود که مادرش از خانواده جدا شود و در جایی دور از خانه زندهگی و کار کند. پدر سوزی در بیمارستان بستری میشود و این موضوع باعث برگشت همسرش میشود و دوباره خانواده دور هم جمع میشوند و با زندهگی بدون سوزی کنار میآیند. در آخر داستان مرد همسایه که سوزی یکی از چندین قربانیاش بوده و از دست پلیس فرار کرده بود وقتی که دنبال طعمهی دیگری بود به شکلی اتفاقی مرد.