قتل در قطار سریعالسیر شرق
#قتل_در_قطار_سریعالسیر_شرق، #آگاتا_کریستی، ترجمه: #محمد_گذرآبادی، #کتابهای_کارآگاه #انتشارات_هرمس
"قتل در قطار سریعالسیر شرق" اولین داستانی از "آگاتا کریستی" بود که میخواندم. شاید به این دلیل که انتهای داستان و حل معما را میدانستم انتهای داستان برای من نقطهی عطف نبود ولی کل کتاب و شخصیتپردازی عالی نویسنده باعث شگفتی من شد، اصلا چنین انتظاری نداشتم. امتیاز: ۷ از ۱۰.
(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))
کتاب قتل در قطار سريعالسير شرق با روایت سفر کارآگاه بلژیکی معروف یعنی هرکول پوآرو در استانبول شروع میشود که بعد از دریافت یک تلگراف منتظر است سوار قطار شود و به لندن بازگردد. در این میان با مسافرهای قطار برخوردی کوتاه دارد و شخصیت هر یک از آنها را بررسی کرده و به ذهن میسپارد. در نیمههای شب و میان راه، طوفان باعث مختل شدن حرکت قطار میشود و قطار مجبور میشود توقف کند. زنان و مردان زیادی در قطار حضور دارند. ساموئل راچت (تاجر آمریکایی) از پوآرو درخواست میکند پوآرو محافظ شخصیاش شود ولی پوآرو نمیپذیرد. مدتی بعد قتلی اتفاق میافتد. جسد این تاجر آمریکایی را در کوپهاش پیدا میکنند. حالا نوبت پوآروست که تحقیق دربارۀ این قتل را شروع کند و به بررسی پیشینۀ هر کدام از مسافران قطار بپردازد تا بتواند قاتل را پیدا کند. در آخر مشخص میشود که همهی مسافران و مامور قطار (دوازده نفر) راچت که اسم اصلیاش کاستّی است و سالها پیش دختر بیگناهی را شکنجه داده و به قتل رسانده بوده را به قتل رساندهاند.