#بودن_(رمان)، #یرژی_کاشینسکی، ترجمه: #مهسا_ملک‌مرزبان، #نشر_آموت

داستان کتاب در ظاهر ساده بود ولی در لایه‌ی دیگری به اتفاقاتی که در سیاست زیاد می‌افتد اشاره داشت. خیلی با کتاب ارتباط برقرار نکردم. امتیاز: ۴ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

کتاب بودن درباره پیرمردی به نام چنس است. مردی که تنها با یک تلویزیون رفیق بوده است. او در کودکی مادرش را از دست می‌دهد و پدرش را هم نمی‌شناسند. مردی او را به خانه‌اش می‌برد و چنس در باغ او، به باغ‌بانی و مراقبت از گل‌ها و گیاهان مشغول می‌شود. حالا چهل سالی از آن روز گذشته است و صاحب خانه‌ای که چنس در آن باغبانی می‌کرد از دنیا رفته است. چنس به ناچار باید با جامعه روبه‌رو شود و پایش را از خانه‌ای که در گذشته در آن زندگی می‌کرده است، بیرون بگذارد. او با اتفاقات و مردمی عجیب مواجه می‌شود و ناخواسته به خانه یکی از تاجران بزرگ وارد می‌شود و بدون این که نیت فریب داشته باشد با ساده‌گی به مدارج بالایی می‌رسد.