کام آخر
#کام_آخر، #هیفاء_بیطار، مترجم #سمیه_آقاجانی، #نشر_لاک_(وابسته_به_انتشارات_امینالضرب)
به نظرم کتاب در ردهی داستانهای عامهپسند خوب قرار دارد. شخصیتپردازیها خوب نبود به شکلی که حتی در اواخر کتاب هم به سختی میشد شخصیتها را کامل درک کرد و قلم نویسنده اونقدر قوی نبود که خواننده بتواند شخصیتهای کتاب را کاملا بفهمد و با آنها همذاتپنداری کند. البته ترجمه هم در حالی که ایراد مشهودی نداشت، عالی نبود، بلکه چیزی بین متوسط و خوب بود. داستان خیلی سطحی و ساده بود. امتیاز: ۲ از ۱۰.
(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))
هیام، به خاطر بچهدار نشدن سالهاست از همسرش جدا شده و تنها زندهگی میکند. در یک مهمانی در خانهی خواهرش مردی که چند سالی از او بزرگتر است و زن و دو پسر دارد از او خوشش میآید و فردا در کتابفروشیِ هیام همدیگر را میبینند و رابطهشان شکل میگیرد. هیام همیشه نسبت به این که مرد زن و بچه دارد حساسیت نشان میدهد و در کل داستان شاهد این فراز و فرودهای احساسی هیام هستیم و در آخر داستان جایی که هیام به فرودگاه رفته تا با مرد به پاریس بروند او برای اولین بار زن و بچههای مرد را میبیند و بر خلاف تصوری که داشته که مرد زنی چاق دارد میبیند که زن مرد خوشهیکل و زیباست؛ همآنجا هیام تصمیم قطعیاش را میگیرد که با مرد به پاریس نرود و رابطهاش را با مرد قطع کند.