فکر کردن، بیدرنگ و بادرنگ
کودکان افسردهای که با یک نوشیدنی انرژیزا درمان میشدند طی دورهای سهماهه بهبود چشمگیری یافتند.
این عنوان خبری را من خودم ساختم، اما واقعیتی که گزارش میدهد حقیقت دارد: اگر شما گروهی از کودکان افسرده را برای مدتی با یک نوشابه انرژیزا تحت درمان قرار دهید، از نظر بالینی بهبود چشمگیری نشان خواهند داد. همچنین کودکان افسردهای که روزانه برای مدتی روی کله خود میایستند یا روزانه بیست دقیقه گربهای را بغل میکنند نیز چنین پیشرفتی را نشان میدهند. بیشترِ خوانندگانِ چنین عناوینی به طور خودکار چنین استنباط میکنند که نوشابه انرژیزا یا بغل کردن گربه علت بهبود آنان است، اما این نتیجهگیری کاملاً بیاساس است. کودکان افسرده گروهی هستند کرانگین؛ آنان از بیشتر کودکان دیگر افسردهترند و گروههای کرانگین با گذر زمان به میانگین برمیگردند. همبستگی میان اندازههای افسردگی در آزمایشهای پی در پی کمتر از کامل است، بنابراین پسروی به میانگین رخ خواهد داد: کودکان افسرده در طول زمان تا اندازهای بهبود مییابند، حتی اگر گربهای را بغل نکنند و نوشابه انرژیزایی ننوشند. برای اینکه دریابید نوشابه انرژیزا یا هر درمان دیگری کارساز است، باید گروهی از بیماران را که به این روش درمان شدهاند با یک "گروه کنترلی" که با این روش درمان نشدهاند (یا به آنان دارونما داده شده) مقایسه کنید. انتظار این است که گروه کنترلی فقط با پسروی بهبود یابند، و هدف آزمایش باید تعیین این امر باشد که آیا در بیمارانی که درمان شدهاند پیشرفتی فراتر از آنچه پسروی توضیح میدهد هم مشاهده میشود یا نه.
#فکر_کردن،_بیدرنگ_و_بادرنگ، #دانیل_کاهنمن، ترجمه #حسین_علیجانی_رنانی و #جمشید_پرویزیان، #انتشارات_ققنوس، صص ۲۶۲ و ۲۶۳