#بلید_رانر #آیا_آندروئیدها_خوابِ_گوسفندهای_الکتریکی_را_می‌بینند؟، #فیلیپ_کی._دیک، مترجم: #شهریار_وقفی‌پور، #نشر_نیماژ

در ژانر تخیلی تا به حال کتابی نخوانده‌ام که بپسندم، این کتاب را هم نپسندیدم. جمعا و از ۲۲ فصل کتاب حدود ۵ فصل را شاید بشه گفت خوب بود. روحیات ریک دیکارد، علاقه به حیوانات و نگه‌داری آن‌ها، طعنه‌ی به دین و خدا با مرسر و مرسریسم از نکات جالب توجه کتاب است. امتیاز: ۱ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

دیکارد، جایزه‌بگیری است که برای پلیس شهر سانفرانسیسکو کار می‌کند. وظیفه او یافتن و کشتن آندروئیدها (آدم‌مصنوعی‌ها) است که به صورت غیرقانونی وارد زمین شده‌اند.
با اتمام جنگ جهانی آخر که حیات وحش زمین را تا مرز نابودی کشاند راهی جز مهاجرت به دیگر سیارات برای بشر باقی نماند. در این هنگام بود که تولید آندروئیدها نیز به شدت رونق پیدا کرد. هر انسانی برای تحمل سختی‌ها یک آندروئید می‌خرید. آندروئیدها که حالتی برده‌مانند دارند روزبه‌روز پیش‌رفته‌تر و باهوش‌تر می‌شوند و برخی از آن‌ها برای رسیدن به زنده‌گی به‌تر و آزادی، اربابان خود را کشته و به زمین فرار می‌کنند. شناسایی آن‌ها از انسان‌ها و کشتنشان وظیفه‌ی جایزه‌بگیرها است. جدیدترین نوع آندروئیدها را تنها با کمک آزمونی خاص (که به بررسی میزان حس هم‌دردی در فرد مورد آزمایش می‌پردازد) می‌توان شناخت. خط اصلی داستان به حوادثی که در حین کشتن چند آندروئید برای دیکارد پیش می‌آید می‌پردازد.
از جمله مشخصه‌های جامعه‌‌ی داستان می‌توان به دست‌گاه تنظیم حالات اشاره کرد. دست‌گاهی که با دادن کدهای خاص به آن روحیه‌ی انسان را تنظیم می‌کند. به عنوان مثال از کدی برای اشتیاق به تماشای تله‌ویزیون فارغ از این‌که چه برنامه‌ای در حال پخش است! می‌توان نام برد.
در این کتاب حیوانات نقشی مهم در جامعه‌ی تنها مانده‌ی زمینی دارند. هر انسانی خود را موظف به نگه‌داری از حیوانی از بین معدود حیوانات باقی‌مانده می‌داند. و در صورتی که پول یا امکان خرید حیوانی واقعی را نداشته باشد، نمونه‌ی مصنوعی آن را که تفاوتی با نسخه‌ی اصلی ندارد نگه می‌دارد.
از مشخصه‌های مهم این جامعه اعتقاد به مکتبی به نام مرسریسم است. مکتبی فلسفی-مذهبی که حس هم‌دلی انسان‌ها را تقویت کرده و حس تنهایی عمیق را از آن‌ها دور می‌کند. اساس این مکتب بر پایه‌ی داستان وجود مردی به نام مرسر است که در زمان قبل از جنگ می‌زیسته است. هر انسانی با در دست گرفتن دسته‌های دست‌گاهی معروف به هم‌دلی به ارتباط با مرسر می‌‌پردازد.