مزخرفات فارسی
در ستایشِ کردن
از «کردن» چه بدی دیدهایم که آن را تاب نمیآوریم و اینقدر خجالتزده دنبال جایگزین میگردیم برای آن و به جای اینکه «بکنیم»، «مینماییم» یا «میداریم»؟ روزی در محضر زندهیاد رضا سیدحسینی همین موضوع را طرح کردم (نمودم)، گفت که حتی به اعضای شورای عالی ویرایش -از جمله او- اعتراض کردهاند (داشتهاند) و گفتهاند که چرا اصرار میکنید (دارید) کلمهای را که در گویش عوام بوی رکاکت میدهد، به سر جایش برگردانید؟ و مگر نبوده در ادبیات دیوانی یا حتی نظم و نثر قدما که دستِکم «نمودن» و «نماییدن» را به جای «کردن» به کار بردهاند؟
یکی از معیارهای ادیبان و زبانشناسان و ویراستاران برای پذیرش کاربرد تازهای از یک واژه، یا کاربرد جایگزینِ واژهای به جای واژۀ دیگر، فراوانی آن در بیان عموم مردم است. ولی اکنون، با حضور روزافزون رسانههای گروهی خصوصاً تلویزیون در زندگی مردم و نیز نقشی که به عنوان «مرجع» بازی میکنند (مینمایند)، این «فراوانیِ آدمها» جایش را عوض کرده (نموده) با کانالهای تلویزیونی، رادیوها، روزنامهها و مجلهها. یعنی اگر به سراغ مردم بروید، کمتر کسی را مییابید (پیدا مینمایید) که در صحبت کردن (نمودن) معمولی و ساده و روانش، به جای اینکه بگوید «بریم نیگا کنیم ببینیم این چیه»، بگوید «بریم یه نیگا داشته باشیم ببینیم این چیه»، یا «بریم یه نیگا بنماییم ببینیم این چیه». ولی شماری مجری و گوینده تلویزیون، شماری سخنران و شماری کارشناسِ دستبهقلم و متأسفانه شماری ادیبِ دلبسته به زبان دیوانی، تا دلتان بخواهد در تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله و سخنرانیها، به جای «کردن» مینمایند و میدارند و نوعی «فراوانی» کاذب را القا میکنند (مینمایند)، تا کار به جایی برسد که وقتی یک مغازهدار ساده هم جلوِ
دوربین میایستد، بگوید: «سلام دارم خدمتِ هموطنان عزیزم.»
سلام کردنی است، نه داشتنی و نه عرض نمودنی. بازی کردنی است، نه داشتنی. مرور کردنی است، نه داشتنی و نه نمودنی. زندگی کردنی است نه داشتنی. بیان کردنی است، نه داشتنی و نه نمودنی. و بر همین قیاس گیرید هر آنچه کردنی است، ولی تازگیها یا میداریمشان یا مینماییمشان!
#مزخرفات_فارسی، #رضا_شکراللهی، #ققنوس، صص ۲۱ و ۲۲