در عین حال حرص و آز این کسان را که به دنیا دل خوش می‌کنند و در راه آن به تحمل هر مشقت تن در می‌دهند مولانا در یک تمثیل کوتاه به حال مور تشبیه می‌کند که با محنت و سختی دانه را به لانه می‌کشد و در راه همه جا بر فقدان آن می‌لرزد، و این مایه حرص و بیم هم که برای حفظ آن دانه دارد از آن روست که چون نظر کوته دارد دانه خرد را می‌بیند اما توده خرمن (=چاش) را نمی‌تواند در محدوده نظر خویش درآورد. صاحب خرمن به زبان حال با او می‌گوید که زندگی در همین یک دانه غلّه تمام نمی‌شود، از تمام این خرمن تو فقط همین یک دانه کوچک را دیده‌یی و از این روست - که در آن دانه بجان پیچیده‌یی. دنیاپرست غافل هم از لذتهای ماورای حسی و از عظمت و وسعت دنیاهای دیگر تصوری در خاطر ندارد از آن روست که طالب آن عوالم نیست، دل به دنیای ظاهر می‌بندد و مثل همین مور در جستجوی دانۀ کوچک دنیای حسی خویشتن را به تعب می‌اندازد، چرا که در ورای دنیای حسی و در آن سوی افق محدودی که چشم کوته بین او می‌تواند دید از هیچ چیز دیگر خبر ندارد.

#بحر_در_کوزه، #زرین‌کوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، صص ۱۹۵