بحر در کوزه
در این تمثیل کرّه اسب با مادرش به آب خوردن ایستادهاند، مادر آب میخورد اما کرّه از بانگ صفیری که رایضان میزنند میرمد و سر از آبشخور بیرون میآورد. بالاخره مادر میپرسد که هر لحظه از آب خوردن باز میایستی سبب چیست؟ کرّه میگوید این گروه صفیر میزنند و من از صدای آنها به بیم میافتم و از جا در میروم. مادر جواب میدهد که تا جهان بوده است از این کار فزایان بودهاند، تو باری کار خویش کن بگذار آنها ریش خود را برکنند و با این سر و صداها دل خویش خوش دارند. کدام تمثیلی بهتر از این میتواند مخاطب مثنوی را که اهل علم بحثی و برهان جدلی نیست متقاعد کند که در راه حق به طعن و دق که خلق عام میکنند نباید اهمیت داد از آنکه رهروان طریق راست - گوش فا بانگ سگان کی کردهاند؟
#بحر_در_کوزه، #زرینکوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، ص ۲۱۸
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 20:23 توسط دپرام
|