زبان حال دنیا در مثنوی لحنی عبرت‌انگیز و هشدار دهنده دارد معهذا از آن تیره‌بینی و نومیدی که در آنچه امثال ابوالعتاهيه و معرّی و خیام در بیحاصلی دنیا گفته‌اند انعکاس دارد نیز بکلی خالی است. وقتی در دنبال قصه آن فقیه دستاربند که ظاهر دستار زفت سطبر او طرّار کلاهبرداری را گول می‌زند و وامی‌دارد تا آن عمامه را به گمان آنکه پارچه‌یی سنگین و قیمتی است از سر وی در رباید و چون در همان حال فرار به اصرار فقیه آن را می‌گشاید در آن جز ژنده پاره‌های به هم پیچیده چیزی نمی‌بیند، خاطرنشان می‌کند که دنیا هم مثل این فقیه است، هر چند با ظاهر فریبنده دغل‌نمایی می‌کند باز هم مثل او نیرنگ و فریب خویش را برملا می‌سازد و بدین سان اشارت دنیا را در تقریر حال خویش با بیانی که زبان حال اوست برملا می‌کند.

#بحر_در_کوزه، #زرین‌کوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، ص ۲۴۹