قصه عُزير، بدون اشارت به نام او، در قرآن کریم (۲۵۹/۲) هم آمده است و آنجا چون مرد به هنگام عبور از قریه‌یی خالی از سکنه با خود می‌اندیشد که خداوند اهل این قریه را دوباره چگونه زنده می‌کند، مشیت حق در همان دم او را دستخوش مرگ می‌سازد و بعد از صد سال زنده می‌کند و در حالی که او پیش خود می‌پندارد روزی یا پاره‌یی از روز را در خواب بوده است خر خود را می‌بیند که مرده و پوسیده است و چون خداوند حیات دوباره خود وی و احیای مجدد خرش را به وی خاطرنشان می‌سازد درمی‌یابد که درباره حشر جای تردید در میان نیست و خدای تعالی بر همه چیز تواناست. جزئیات قصه و انتساب آن به عُزیر که نام وی در قرآن کریم مذکور نیست در مثنوی البته مأخوذ از تفسیرها و روایات قُصّاص است.

#بحر_در_کوزه، #زرین‌کوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، صص ۳۱۹ و ۳۲۰