در قصه‌یی دیگر چون خویشان مجنون وی را ملامت می‌نمایند که بهتر از لیلی در شهر و قبیله ما صد هزاران دلربا هست، حُسن لیلی چندان نقلی ندارد، مجنون جواب می‌دهد صورتْ کوزه است و حُسن حکم می را دارد که از کوزه نوشند، شما از آن کوزه جز سرکه بهره ندارید، برای من آنچه در آن کوزه است شرابی است که مستی می‌دهد و از آن روست که مستی از جای دیگر نمی‌جویم. مولانا بدین گونه نشان می‌دهد که عشق موقوف حُسن صورت هم نیست، موقوف ذوق و حالی است که از آن صورت به عاشق می‌رسد و او را از خودی خویش می‌رهاند، و این خود بهره‌یی است که نصیب هر کس نیست.

#بحر_در_کوزه، #زرین‌کوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، صص ۳۳۹ و ۳۴۰