با اینهمه، هزل مولانا هزل لاابالی نیست، تعلیم است و با آنچه در نزد بیدردان معمول است تفاوت دارد. نه‌فقط محدودیت افق ادراک رؤسای عوام را عرضه بیحرمتی و تحقیری که شایسته آنهاست می‌سازد بلکه زبانی را هم که شایسته محیط فکر و اقلیم آرمان آنهاست به آنها مسترد می‌سازد. خود او با این هزل‌آوری، نفرت را در وجود خود به خونسردی، و شعله آتش را در بیان خود به دود تیره تبدیل می‌نماید و یک لحظه از فشار هیجانهای باطنی می‌رهد. البته این لحن در کلام او گزنده تر می‌نماید چرا که برای مخاطب خلاف انتظار است، و پیکان تیر وقتی پرتابش پیش‌بینی نشده باشد در آن کس که آماج آن است درد و سوزی بیشتر به وجود می‌آورد.

#بحر_در_کوزه، #زرین‌کوب،_عبدالحسین، #انتشارات_علمی، ص ۴۱۸