محاکمه
نوشتن برای کافکا بیان اندیشهای نیست که در عالم خیال بهعنوان الهامی هنری به ذهنش راه یافته، نوشتن برای کافکا کوششی است یأسآلود برای هضمکردن تأثیراتی که زندگی روزانه، آدمها، خندهها، تمسخرها، نیش و کنایهها، محبتها، آشناها و غریبهها بر او میگذارند. نوشتن برای او تلاشی است که شاید پروندهی روز بسته شود و امکان خواب فراهم آید، خوابی که دیدیم کمتر میسر میشود. کافکا مینویسد تا حساب خود را با روز پاک کند، ولی میدانیم که راه گریز از کابوس، بیدارشدن از خواب است. اما کابوسهای کافکا در بیداری به سراغ او میآیند. آنچه در طی روز گذشته است در ذهن او به صورت تصاویری پی در پی تکرار میشود، هر تصویر، تصویر دیگری را تداعی میکند، تداعی در تداعی، و اگر او اینهمه را ننویسد، ادامهی زندگی برایش ناممکن میشود، دیوانه میشود.
پیشگفتار مترجم در #محاکمه، #فرانتس_کافکا، مترجم #علی_اصغر_حداد، #نشر_ماهی، ص ۱۱