جودی دمدمی / ۸ جودی کارآگاه میشود
#جودی_دمدمی_/_۸، #جودی_کارآگاه_میشود، #مگان_مکدونالد، مترجم: #محبوبه_نجفخانی، #افق #کتابهای_فندق
کماکان شخصیت مورد علاقهی من در این مجموعه استینک برادر جودیه. مطالعهی خیلی از رمانهای کودک و نوجوان (مثلا کارهای رولد دال، لوئیس سکر) برای بزرگسالان هم جذابه ولی به نظرم این مجموعه اصلا برای بزرگسالان جذاب نیست. امتیاز: ۲ از ۱۰.
(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))
جودی دلش میخواهد کارآگاه باشد؛ یک کارآگاه زبده. مدام رمانها و داستانهای کارآگاهی میخواند. جودی کارآگاه میشود از جایی آغاز میشود که آقای چیپس گم میشود. آقای چیپس یک سگ شکاری است، از نژاد لابرادور. او دوست دارد بدود، برود چیزی را بیاورد و با توپ بازی کند. بچهها را هم خیلی دوست دارد. آقای چیپس سگ پلیس است و حالا انگار آب شده باشد و رفته باشد توی زمین. هیچکجا از او خبری نیست.
آقای چیپس آخرینبار ساعت هفت صبح در منطقهی بِیرد نِک، در خیابان اَبیگِیل دیده شده. او آخرین بار به همراه افسر پلیس به مدرسهی جودی دمدمی آمده بوده. برای همین است که افسر پلیس، آقای کاپ، از بچههای مدرسه خواهش کرده اگر هرکدام چیپس را توی خیابان دیدند، فوری با او تماس بگیرند.
بعد از این اتفاق، دل در دلِ جودی دمدمی نیست. نه اینکه از گم شدن آقای چیپس خوشحال شده باشد، نه، اما او، جودی دمدمی، درست وسط یک معمای راستراستکی است نه یک معمای داستانی! پروندهی یک شخص گمشده. یعنی، پروندهی یک تولهسگ گمشده. درواقع، این ماجرا تقریباً شبیه یکی از ماجراهای مجموعهی جدید نانسی درو است که با عنوان کارآگاه دختر منتشر میشد.
جودی با تمام وجود آرزو میکند که برای آقای چیپس اتفاق بدی نیفتاده باشد، اما در عین حال دلش میخواهد معمایی را حل کند. این معما برای جودی دمدمی است؛ کارآگاه دختر. جودی درودی! جودی با خود فکر میکند: «اگر نانسی درو بود چهکار میکرد؟ نفس عمیقی میکشید و فکر کارآگاهیاش را به کار میانداخت، بله همین کار را میکرد.» بعد نفس عمیقی میکشد و تلاش میکند به هر شکلی که شده سگ آقای کاپ را پیدا کند. جودی بعد از جمع کردن چند سرنخ به این نتیجه میرسد که چیپس همیشه دنبال کیکهای شکلاتی است، جودی کیک شکلاتی درست میکند و با پنکه بوی کیک را پخش میکند و خودش و دوستانش در چادرشان کمین میکنند. حدس جودی درست بوده سروکلهی آقای چیپس برای بردن و زیر خاک کردن کیک شکلاتی پیدا میشود.