از آن پس، طایبله دیگر تنها ماند. زود پا به سن گذاشت. از گذشته‌ها برایش هیچ نمانده بود، الا رازی که نه هرگز می‌شد به زبان آورد و نه کسی آن را باور می‌کرد. رازهایی هستند که دل نمی‌تواند آن‌ها را با لب در میان بگذارد. آدمی این رازها را با خود به گور می‌برد. درختان بید آن‌ها را زمزمه می‌کنند و کلاغ‌ها آن‌ها را به قارقار می.گویند و سنگ لحد در سکوت از ایشان حرف می‌زند، اما به زبان سنگ‌ها. مردگان روزی برخواهند خاست، اما رازهایشان تا انقراض نسل بشر برای قضاوت نزد قادر مطلق خواهند ماند.

#آخرین_شیطان، #طایبله_و_شیطانش، #ایساک_باشویس_زینگر، مترجم #سپاس_ریوندی، نشر #نشر_ماهی، ص ۱۵۲ و پشت جلد