#سه_سوت_جادویی، #احمد_اکبرپور، نشر #افق

نقاط قوت کتاب: نثر قوی، پخته و گیرا و فضای فانتزی کتاب که برای نوجوانان جذاب است.
نقطه ضعف کتاب: داستان نقطه‌ی عطف و گره خاصی نداشت.
امتیاز: ۴ از ۱۰.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

مینا سنی ندارد، پدر و مادرش از هم جدا شده‌اند. هر کدام پی زنده‌گی خودشان رفته‌اند و دارند دوباره ازدواج می‌کنند. او در مدرسه از آن بچه‌های تنها و گوشه‌گیر است. بعضی وقت‌ها غم عالم دلش را پر می‌کند و می‌رود جلوی آینه یا روی برگه‌های دفترش گریه می‌کند. ولی هیچ‌کدام از این‌ها به اندازه‌ی آشنایی با تاتا جلبکی زنده‌گی‌اش را عوض نکرده. یک دمِ دراز دارد و صورتش با کرک‌های نرم سبزرنگ پوشیده شده. این رفیق شفیق مینا در سوراخ انباری ته حیاط خانه‌ی مادربزرگ زنده‌گی می‌کند. موجود خوش‌گلی نیست، ولی در مجموع بامزه است. مینا بعد از آشنایی با تاتا، یاد گرفت که دیگر غصه نخورد. آخر غصه خوردن که فایده ندارد.