دو زن
فرشته از جا برمیخیزد و مقابلِ قاضی میایستد...
فرشته حاجآقا یه دقیقه صبر کنین... حاجآقا به من نگاه كن... منو ببين... من انسانم و میخوام مثلِ انسان زندگی کنم... چطوریه که شما فکر میکنین اگه یه مردی خرجی نده، آدم بدیه، امّا اگه به شعور من توهین کنه، اگه هویت انسانی منو نابود کنه، آدم بدی نیست... من که توقع زیادی ندارم... من فقط میخوام، فقط میخوام به عنوان شریکِ زندگی، نظرِ منم، عقیده منم راجع به اینکه میخوام چی بپوشم؟ چی بخورم؟ کجا برم؟ چیکار کنم؟ با کی معاشرت کنم؟ محترم شمرده بشه...
قاضی به میان حرف فرشته میپرد...
قاضی خانم وقت دادگاهو نگیر... نفر بعدی...
فرشته این توقع زیادیه...
#دو_زن، #تهمینه_میلانی، نشر #توفیقآفرین، صص ۸۱ و ۸۲
+ نوشته شده در جمعه نهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 16:46 توسط دپرام
|