از قیطریه تا اورنج کانتی
پسرک بیهوش شده، مادربزرگ آرام کتاب میخواند و تو به ریپلی در بیگانهها فکر میکنی. جایی از او میپرسیدند: "امروز چهطوری؟" ریپلی جواب میداد: "افتضاح." و رفیقش میگفت: "خب، حداقل بهتر از دیروزی."
این است حکایت تو.
#از_قیطریه_تا_اورنج_کانتی، #حمیدرضا_صدر، نشر #نشر_چشمه، ص ۱۹۹
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 1:55 توسط دپرام
|