کتاب فرار از اردوگاه ۱۴
کتاب فرار از اردوگاه ۱۴ داستان فرار اودیسه وار مردی از کره شمالی به سوی آزادی است.
این کتاب که در سال ۲۰۱۲ به عنوان پرفروش ترین رمان سال انتخاب شد روایت مستندی است از زندگی در یکی از مخوف ترین و امنیتی ترین اردوگاههای زندانیان سیاسی در کره شمالی.
این کتاب داستان واقعی شین دونگ هیوک است مردی که در اردوگاه زندانیان سیاسی به دنیا می آید و زندگی در فضای وحشتناک و رعب آور اردوگاه از او جاسوسی خطرناک و انسانی خالی از تمام عواطف و احساسات عالی بشری می سازد؛تا جایی که برای بدست آوردن غذا مادر خود را به پای چوب دار می فرستد.
او که هیچ آگاهی و دانشی پیرامون جهان زیست خود ندارد به تدریج در معاشرتهای به شدت محافظه کارانه با زندانیان پیرامون خود که گاها از رده های بالای حکومتی بودند؛ شروع به ادراک این مفهوم می کند که دنیایی فراتر از قفس مخوف او وجود دارد دنیایی به نام جهان آزاد که در آن انسانها حق انتخاب دارند و می توانند هر چقدر که خواستند غذا بخورند!!! همین موضوع انگیزه ایی می شود برای او تا یکی از بزرگترین و غیر ممکن ترین فرارها را در تاریخ زندانهای سیاسی کره شمالی رقم بزند.
بلین هاردن نویسنده این کتاب که راوی داستان از زبان شین دونگ هیوگ است با حس تعلیقی نفس گیر خواننده را تا انتهای کتاب می کشاند و اجازه نمی دهد لحظه ای از خواندن کتاب غفلت کند.

درباره کتاب فرار از اردوگاه ۱۴
اردوگاه های زندانیان سیاسی کره شمالی، دو برابر گولاگ های استالین و دوازده برابر اردوگاه های نازی ها عمر دارند.
هیچ کسی که در آن جا به دنیا آمده است فرار نکرده هیچ کس به جز شین دونگ هیوک.
توی این اردوگاه ها به مردم به شدت گرسنگی میدن و سخت ازشون کار میکشن. تموم وعده های غذایی شون در تمام طول عمر ذرت و کلم هستش که خیلی کمه و سیرشون نمیکنه. مردم این اردوگاه ها همیشه گرسنه هستن و از شدت گرسنگی موش میخورن یا دونه های ذرت هضم نشده در مدفوع گاو هارو پیدا میکنن و میخورن و از شدت سوء تغذیه اکثرشون در چهل سالگی میمیرن.
شرایط زندگی برای أفراد این اردوگاه ها به شدت غیر انسانی و طاقت فرساس و دور تا دور اردوگاه حصار های الکتریکی با ولتاژ قوی و کشنده کشیده شده نگهبانان به راحتی میتونن از زنان سوء استفاده ی جنسی بکنن و یا هرکسی رو که دوست داشتن مورد ازار و اذیت قرار بدن یا بکشن و نیازی هم نیست به کسی جواب پس بدن.
این کتاب بر أساس واقعیته و خب متاسفانه این واقعیت به شدت ناراحت کننده اس و حتی ناباورانه به نظر میرسه.
کشور تمامیت خواه کره شمالی مردم رو به بدبختی کشانده و باعث شده اکثر مردم از سوء تغذیه شدید بمیرن و هر کسی هم که کوچک ترین اعتراضی بکنه خودش و سه نسل از خانواده اش رو به اردوگاه میفرستید که شرایطی به مراتب فجیع تر در انتظارشونه.
کتاب إطلاعات خوبی رو از کره شمالی در اختیار خواننده قرار داده پیشنهاد میکنم مطالعه کنید.

قسمت هایی از کتاب
خارجی ها درک غلطی از اردوگاه دارن. فقط سربازها نیستن که ما رو می زنن. این خود زندانی ها هستن که با هم مهربون نیستن. مفهومی به اسم جامعه وجود نداره. من یکی از اون زندانی های پست هستم.
نگهبانان هیچ گاه چیزهایی را که هر بچه مدرسه ای اهل کره شمالی در مدرسه می اموزد، به او نیاموختند؛ آمریکایی ها حرام زاده هایی هستند که می خواهند به وطن تجاوز کرده و تحقیرش کنند. کره جنوبی سگ ارباب آمریکایی اش است. کره شمالی، کشوری عظیم است که همه جهان به رهبران شجاع و باهوشش حسادت می برند. در واقع، او چیزی از موجودیت کره جنوبی، چین یا ایالات متحده آمریکا نمی دانست.
در حالی که شین کار می کرد و منتظر بود، در فکر فرو رفت که چه طور سایز زندانی ها از حصار و فرصت های آن سویش غافل بودند. او فکر کرد بقیه زندانیان مثل گاو بودند، بی اراده نشخوار می کردند و تسلیم زندگی های شان بودند که راه خروجی از آن نبود. او هم مانند آن ها بود، تا زمانی که با پارک آشنا شد.
با اینکه زندگی شین پس از اعدام مادر و برادرش بسیار حقارت بار بود اما برای او، خودکشی هیچ گاه چیزی بیش از فکری گذرا نبود.
از دید او بین زندانیانی که از خارج اردوگاه می رسیدند و آن هایی که در اردوگاه متولد می شدند، یک تفاوت اساسی وجود داشت: تضاد بین گذشته راحت و مجازات حاضر، بسیاری از خارجی ها را در هم می شکست و باعث می شد نتوانند میل به بقا را پیدا یا حفظ کنند. یک مزیت منحصر به تولد در اردوگاه، غیبت کامل انتظارات بود.

اطلاعات کتاب
- کتاب فرار از اردوگاه ۱۴
- نویسنده: بلین هاردن
- ترجمه: مسعود یوسف حصیر چین
- انتشارات: چشمه
- تعداد صفحات: ۲۲۹
- قیمت: ۱۸۰۰۰ تومان
منبع: http://kafebook.ir