یکی از عادات تقریباً روزمره بنی‌آدم آن است که حیوان‌ها را می‌خورد. راستش من گیاه‌خوار نیستم، اما سر و شکل و ریخت و قیافه غذا برایم بسیار مهم است، و به زبان ساده‌تر دوست ندارم سر سفره یا هر بار که در ماهی‌تابه یا قابلمه‌ای را بر می‌دارم، چشمم به جنازه یک جانور درسته بیفتد با شکمی متورم و غنی شده از دانه‌های انار و آلوچه با دست و پایی خشکیده رو به آسمان خدا، یا هیکل نخراشیده یک ماهی خوابیده در آب نارنج با چشمانی مات و ورقلنبیده.
ضمن ادای احترام به آب احتمالی جاری شده از لوچه مبارک شما و بدوبی‌راه‌های به حق‌تان نسبت به ذائقه کور و سلیقه نابه‌سامان غذایی حقیر، عرض می‌شود که بنده مثلاً کباب کوبیده را ترجیح می‌دهم، چون پس از پروسه نسبتاً پیچیده فرآوری‌اش، لااقل چهره معصوم آن مرحوم مغفور قابل تصور نیست و موقع خوردنش بع‌بع مستانه آن سر به هوای شکمو توی گوش آدم نمی‌پیچد، که به قول رندی "اگر کمتر چریده بود بیشتر می‌ماند."

#قصه‌های_امیرعلی_۳، #امیرعلی_نبویان، #نقش‌ونگار، ص ۱۱۲