کمالِ دار برایِ منِ کمال‌پرست


در این زمانه‌یِ بی های‌و هویِ لال پَرست
خوشا به حالِ کلاغانِ قیل‌وقال پرست

چگونه‌ شرح دهم لحظه لحظه‌ی خود را
برایِ این‌همه ناباورِ خیال پرست؟

به شب‌نشینیِ خرچنگ‌های مردابی
چگونه رقص کند ماهیِ زُلال پرست

رسیده‌ها چه غریب‌و نچیده می‌افتند
به پایِ هرزه علفهایِ باغِ کال پرست

رسیده‌ام به کمالی که جز اَنالحق نیست
کمالِ دار برایِ منِ کمال پرست

هنوز زنده‌ام و زنده بودنم خاری‌ست -
به چشم تنگیِ نامردمِ زوال پرست


#گاهی_دلم_برای_خودم_تنگ_می‌شود، #محمد_علی_بهمنی، نشر #نشر_دارینوش، صص ۱۹ و ۲۰