مادری که کم داشتم راهنمایی برای خودسازی و یافتن عشق گمشده
یادداشتنویسی
وقتی در حال کارکردن روی درد اصلی هستید و نمیخواهید دوستانتان را خسته کنید و درمانگرتان (در صورتی که داشته باشید) نیز دم دستتان نیست، یادداشتها مکان امنی برای بیان احساساتتان محسوب میشوند. پژوهشگران متوجه شدهاند که ابراز احساسات روی کاغذ (مثل بیان کلامی آنها) سودمند است، درحالیکه نگهداشتن احساسات با افزایش سطح استرس و بیماری رابطه متناظری دارد. یادداشتها را میتوان همچون محرم اسرار، آینه و راهنما به خدمت گرفت. شما در یادداشتهایتان از قضاوت و نقد در امان هستید و با فنون پیشرفتهای مثل گفتوگو میتوانید یاد بگیرید که خودتان را آرام و پشتیبانی کنید.
یادداشتها جای مناسبی برای دردهای شما محسوب میشوند زیرا محرم اسرار شما و محلی برای التیامیافتن زخمهای قدیمی هستند. شاید درد شما اندوه، ناامیدی، فقدان، شکنجه، خیانت -هر چیزی که به شما صدمه میزند- باشد. شما به یادداشتهایتان افتخار درمیانگذاشتن دردهایتان را میدهید و یادداشتهای شما نیز آنها را با افتخار میپذیرند.
ممکن است نوشتن از احساساتتان شما را به گریه بیندازد ولی این خوب است. در چنین موقعیتی، میتوانید در پرانتز یادداشت کوتاهی بنویسید که موقع نوشتن این متن بخصوص در حال گریهکردن بودید. این یادداشت کوتاه بعداً به شما کمک میکند که بفهمید دقیقاً چه چیزی بیشتر از همه احساسات شما را برمیانگیزد. حتماً دلتان میخواهد که موقع نوشتن جایتان امن باشد، برای همین چند برگ دستمال کاغذی و احیاناً چند چیز تسلیبخش دوروبرتان داشته باشید.
من دریافتهام که اشکها نشانگر نقطه عطفی هستند. اشکها نشانم میدهند که به هدف زدهام و اگر به نوشتن ادامه دهم سفره دلم باز میشود و در این صورت نوشتهها تبدیل به منبعی برایم میشوند. دلی که باز شده، بهخاطر ترحم و شفقتش، احتمالاً مهمترین منبعی است که برای کارکردن روی دردهایمان داریم.
شاید احساس کنیم که این گریه هیچوقت بند نمیآید، ولی معمولاً مدت نسبتاً محدودی طول میکشد، طوری که زمانش را میتوان با ساعت اندازه گرفت. و از نظر شدت نیز، ما عموماً میتوانیم دردهایی را مهار کنیم که از تحملی که برای خود متصور هستیم بیشتر است. به نظر میرسد که فاصلهگرفتن از درد انعکاسدهنده این موضوع است که ما بهندرت ظرفیتهایمان را آزمایش میکنیم.
این را بدانید که موقع نوشتن یادداشت میتوانید هر وقتیکه لازم داشتید استراحت کنید. میتوانید یادداشتهایتان را گوشهای بگذارید و مدتی کار دیگری انجام دهید. شاید دوست داشته باشید به خاطرات خوش فکر کنید (مثلاً خاطره کسی که واقعاً برایتان اهمیت قائل است). چیزی که ما آن را عامل حواسپرتکن میخوانیم ممکن است کوشش طبیعی ذهن برای نفسکشیدن باشد.
شما میتوانید بین دو بخش خودتان گفتوگویی برقرار کنید، مثلاً بین بخشی از شما که احساس درد میکند با نماینده درونیِ کسی که درد شما را میشنود (مثلاً درمانگر) یا شخصیت خردمندی که خارج از آن درد ایستاده است. موقع نوشتن گفتوگو برای بیان ابعاد متفاوت یک چیز فقط بین این دو بخش حرکت کنید (جلو و عقب بروید) و با هر بار عوضشدن صداها گفتوگو را از خط جدید آغاز کنید.
موقع نوشتن یادداشتها دیگر با عواطفتان تنها نیستید. وقتی این احساسات را درونتان نگه میدارید بسیار تنهاتر هستید.
#مادری_که_کم_داشتم #راهنمایی_برای_خودسازی_و_یافتن_عشق_گمشده، #جاسمین_لی_کوری، مترجم: #فهیمه_سادات_کمالی، #ترجمان_علوم_انسانی، صص ۱۷۳-۱۷۵