حرمت

به حرمـــــت نان و نمکی که با هم خوردیم
نــــــــان را تو ببر
که راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت کوتاه
نمــــــــــک را بگذار برای من
می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد…

لمسِ تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد داغیِ لبت ، جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند ... هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد... فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس خاتون من حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ، یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد اگر تو عاشق من نباشی... احمد شاملو


باورت بشود یا نه...

روزی می رسد که دلت برای هیچ کس؛
به اندازه ی من تنگ نخواهد شد...
برای نگاه کردنم؛ خندیدنم، اذیت کردنم...
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی.

روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود،
می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد