دلبستگیِ کتابی

#دلبستگیِ_کتابی، #احمد_اخوت، نشر #نشر_گمان

این کتاب مجموعه‌ای از جستارها درباره‌ی لذت کتاب‌خواندن، نوشتن و زنده‌گی با کتاب‌هاست. جستارهایی که به قلم احمد اخوت هستند جذاب و خواندنی‌اند، و البته بقیه‌ی جستارها هم خوب و خواندنی هستند. امتیاز: ۹ از ۱۰.

دلبستگیِ کتابی

فناوری تغییر می‌کند و بنابراین در کتابخانه‌ها نیز ضمن‌آن‌که باید از رسانه‌های الکترونیکی استفاده کنیم نباید فراموش کنیم که کتاب‌های کاغذی همچنان سر جای خودشان هستند. من به فناوری‌هایی که خواهان از بین بردن دیگر فناوری‌ها هستند اعتقاد ندارم. فناوری جدیدی از راه می‌رسد و تصور می‌کند می‌تواند حیاتش را بر جسد فناوری‌های قبل‌از‌خود بنا کند. این شدنی نیست و هرگز اتفاق نخواهد افتاد. عکاسی نقاشی را حذف نکرد. فیلم هم تئاتر و همین‌طور سایر رشته‌های همجوار خود را از بین نبرد. یک فناوری جدید از واژگان دیگر رشته‌ها استفاده می‌کند و من بر این باورم که فناوری الکترونیکی به ما می‌آموزد که خواندن کتاب‌های کاغذی را ارج بگذاریم و البته برعکس این هم صحت دارد یعنی خواندن کتاب‌های الکترونیکی را هم باید پاس بداریم. این‌ها گرچه می‌توانند جانشین یکدیگر شوند اما مسلّماً مترادف نیستند.

گفت‌وگویی با آلبرتو مانوئل درباره دلبستگی به خواندن نقل شده در #دلبستگیِ_کتابی، #احمد_اخوت، نشر #نشر_گمان، صص ۲۶۰ و ۲۶۱

دلبستگیِ کتابی

طیف گسترده‌ای از تقدیم‌نامه‌ها از نوع خاص و عام‌اند. برای مثال گرچه آنتوان دو سنت اگزوپری شاهکار خود، شازده کوچولو، را به یک فرد خاص (لئون ورت) تقدیم کرد اما دوستان کوچکش را از یاد نبرد. کتابش را به لئون ورت وقتی پسری کوچولو بود تقدیم کرد:
از این‌که کتابم را به یک آدم بزرگ اهدا کرده‌ام، جا دارد از بچه ها عذرخواهی کنم. البته من برای این کار دلیل موجهی دارم: این شخص بهترین دوست من است. دلیل دیگری هم دارم: این آدم بزرگ خیلی چیزها را می‌فهمد، حتی کتاب‌هایی را که برای بچه‌ها نوشته‌اند. دلیل سومی هم دارم: او در فرانسه زندگی می‌کند و سرما و گرسنگی می‌کشد. پس باید به چیزی دلخوش باشد. باز هم اگر هیچ‌کدام از این دلایل کافی نباشد، کتاب را به کودکیِ این آدم بزرگ اهدا می‌کنم. چون بالاخره هر آدم بزرگی یک وقتی بچه بوده، هرچند که این حقیقت را انگشت‌شماری از آنان به خاطر دارند. پس تقدیم‌نامه‌ام را به این شرح اصلاح می‌کنم: به لئون ورت، آن‌وقت‌ها که پسرکی کوچولو بود.

آنتوان دو سنت اگزوپری، شازده کوچولو، ترجمه اصغر رستگار، نقش خورشید، ۱۳۷۹، صفحه ۶ نقل شده در #تقدیم‌نامه‌های_کتابی، #احمد_اخوت، #دلبستگیِ_کتابی، #احمد_اخوت، نشر #نشر_گمان، ص ۳۵

تولستوی و مبل بنفش

کتاب داستان زندگی زنی است که خواهرش را به خاطر سرطان از دست می دهد و تصمیم می گیرد برای یک سال هر روز یک کتاب بخواند، در این کتاب این زن در مورد کتاب ها می نویسد.

کتاب تولستوی و مبل بنفش

ادامه نوشته

تولستوی و مبل بنفش

ادامه نوشته