مستند «همراه باد در دل تنهایی کویر» ساخته منوچهر طیاب

ادامه نوشته

همراه باد در دل تنهایی کویر

منوچهر طياب برای ساخت این اثر همراه گروه فيلمبرداری به مهم ترين مناطق کوير سمنان و کوير لوت سفر کرده و تصاويری به يادماندني از اين سفر به تصوير کشيده است.

«همراه با باد در دل تنهايي کوير» در جشنواره بين المللی سينمای مستند شهر تِرنتو ايتاليا در سال 2001 لوح سيمين بهترين فيلمنامه و کارگرداني و جايزه ويژه اکتشاف را دريافت کرده است.

http://77.36.165.143/Mostanad/videos//94we32/20151028_940806_WE/Ganjineh7.mp4

منبع: http://www.doctv.ir

همراه باد در دل تنهایی کویر: یادداشتهای تصویری کارگردان

منبع: https://www.aftabir.com

همراه باد در دل تنهایی کویر: یادداشتهای تصویری کارگردان

مؤلف:

 منوچهر طیاب

ناشر: کتاب خورشید

ویراستار:

 منصوره موسوی‌دیزکوهی

زبان: فارسی

رده‌بندی دیویی: 070.18

سال چاپ: 1381

ادامه نوشته

موش ها و آدم ها

موش ها و آدم ها داستانی گیرا و جذاب است که شبیه یک نمایشنامه نوشته شده.

(خطر لو رفتن داستان)

ژرژ به همراه لنی که مردی ساده (و تا حدی دیوانه) و خیلی قوی است برای کار کردن به یک مزرعه می روند، لنی به ژرژ اطمینان و باور زیادی دارد و با هم قرار گذاشته اند که پولشان را جمع کنند و زمینی بخرند، همسر پسر صاحب مزرعه با مردان مختلف رابطه برقرار می کند، در جریان یک درگیری بین پسر صاحب مزرعه و لنی، لنی استخوان دست او را خورد می کند، زن پسر صاحب مزرعه از این کار لنی خوشش می آید و سعی می کند به او نزدیک شود و او را وسوسه کند، لنی که عاشق چیزهای نرم (موش، توله سگ و ... است و از شدت دوست داشتن همه را کشته) است موهای زن را که نوازش می کند نمی تواند خودش را کنترل کند و گردن زن را می شکند. ژرژ مجبور می شود خودش لنی را بکشد و رویای زمین هم عملا به باد می رود.

موشها و آدمها  by John Steinbeck,  پرویز داریوش (translator)

داستان کوتاه موش‌ها و آدم‌ها توسط برنده جایزه نوبل ادبیات، جان اشتاین بک در سال ۱۹۳۷ منتشر شد. نویسنده در این کتاب از داستان غم انگیز جورج میلتون و لنی اسمال که دو کشاورز مهاجری بودند که در رکود بزرگ آن روزگار در کالیفرنیا تغییر مکان داده بودند می‌گوید.مبنای این داستان از تجربیات اشتاین بک که زندگی بی‌خانمان را به تصویر می‌کشیده برگرفته‌است. عنوان این کتاب از شعر رابرت برن برگرفته شده‌است.رضا میر لوحی بر اساس این کتاب فیلم تپلی را ساخته است.

ادامه نوشته

کتاب موش ها و آدم ها اثر جان اشتاین بک

منبع: https://www.digikala.com

کتاب موش ها و آدم ها؛ رمانی از جان اشتاین بک برنده جایزه نوبل ادبیات

توسط فهیمه حاجی آبادی زمان مطالعه: ۳ دقیقه

 

موش‌ها و آدم‌ها

ادامه نوشته

نقد رمان موش ها و آدم ها

۱۴ اسفند, ۱۳۹۶

 

6 دقیقه مطالعه

ادامه نوشته

معرفی کتاب موش ها و آدم ها نوشته جان اشتاین بک

معرفی کتاب موش ها و آدم ها نوشته جان اشتاین بک | مجله معرفی کتاب، رمان و داستان و کتابفروشی آنلاین کتابیسم

معرفی کتاب موش ها و آدم ها نوشته جان اشتاین بک | مجله معرفی کتاب، رمان و داستان و کتابفروشی آنلاین کتابیسم

ادامه نوشته

کتاب موش ها و آدم ها اثر جان اشتاین بک

کتاب صوتی موش ها و آدم ها اثر جان اشتاین بک

ادامه نوشته

کتاب موش‌ها و آدم‌ها

دانلود کتاب موش‌ها و آدم‌ها

ادامه نوشته

خلاصه و نقدی بر رمان "موش ها و آدم ها" اثر جان اشتاین بک

«آدمایی که مث ما تو مزرعه کار می کنند تنها ترین آدمای دنیان. قوم و خویش ندارن. مال هیچ دیاری نیستن. می رن تو مزرعه، یه پولی می سازن، بعد هم می رن تو شهر به بادش می دن. بعدش هم هنوز هیچی نشده دمشونو می زارن رو کولشون و می رن یه مزرعه ی دیگه. هیچ

ادامه نوشته

موش‌ها و آدم‌ها | همراه با اینفوگرافیک

ادامه نوشته

موش‌ها و آدم‌ها

موش‌ها و آدم‌ها
OfMiceAndMen.jpg

جلد چاپ نخست

  
ادامه نوشته

پاییز فصل آخر سال است

قلم نویسنده خیلی گیرا و روان است، داستان شامل دو بخش اصلی به نام های تابستان و پاییز است که هر بخش سه تکه دارد و هر تکه از زبان یکی از سه دختر داستان که با هم دوستی صمیمی دارند روایت می شود: لیلا، شبانه و روجا؛

(خطر لو رفتن داستان)

همسر لیلا (میثاق) به خارج از کشور رفته و لیلا با لج بازی همراهش نرفته و از او جدا شده. لیلا هنوز میثاق را دوست دارد و با فکر او درگیر است.

شبانه برادری منتال ریتارد (عقب مانده ی ذهنی) دارد و با همکارش به اسم ارسلان در ارتباط است ولی دچار تردید است که او را دوست دارد یا نه و به خواستگاری او چه جوابی بدهد.

روجا در حال انجام کارهای مهاجرتش به فرانسه برای ادامه ی تحصیل در مقطع دکتراست ولی بعد از کلی تلاش و پی گیری درخواستش رد می شود؛ حال روجا اصلا خوب نیست ولی حاضر نیست مشکلش را با کسی مطرح کند تا بلکه سبک تر شود.

و چقدر روجا شبیه من بود.

پاییز فصل آخر سال است اثر نسیم مرعشی

کتاب صوتی پاییز فصل آخر سال است اثر نسیم مرعشی

ادامه نوشته

روز بیست و پنجم ماه شوال (8 تیر)

روز بیست و پنجم سنه صد و چهل و هشت به قول بعضى وفات امام جعفر صادق علیه السلام واقع شده و بعضى روز وفات را نیمه رجب گفته اند و سبب وفات آن حضرت زهرى بوده که در انگور به آن حضرت خورانیده بودند و روایت شده که چون هنگام وفات آن حضرت شد چشمهاى خود را گشود و فرمود که خویشان مرا جمع کنید چون همه جمع شدند بسوى ایشان نظر کرد و فرمود شفاعت ما نمى رسد به کسى که نماز را سبک بشمارد و اعتنا به شاءن او ننماید.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

اعمال روز عید فطر (15 خرداد)

روز اوّل روز عید فطر است و اعمال آن چند چیز است:
اوّل آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى خواندى 
دوّم آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعائى را که سید روایت کرده اَللّهُمَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ اِلَیک بِمُحَمَّدٍ اِمامى الخ و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده 
سوّم بیرون کردن زکوة فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیه است و بدانکه زکوة فطره واجب مؤ کد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدّم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکى وَ ذَکرَاسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى 
چهارم غسل است و بهتر آن است که اگر ممکن شود از نهر غسل کنى و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتى است که غسل را در زیر سقفى بکن و چون خواستى غسل کنى بگو:

ادامه نوشته

اعمال شب عید فطر (14 خرداد)

از جمله لیالى شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است که آنشب کمتر از شب قدر نیست و از براى آن چند عمل است 
اوّل غسل است در وقتى که غروب کرد آفتاب 
دوّم احیاء آن شب به نماز و دعا و استغفار و سؤ ال از حقّ تعالى و بَیتُوته در مسجد 
سوّم آنکه بخواند در عقب نماز مغرب و عشاء و نماز صبح و عقب نماز عید 

اَللّهُ اَکبَرُ اَللّهُ اَکبَرُ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَاللّهُ اَکبَرُ اَللّهُ اَکبَرُ وَلِلّهِ

خدا بزرگتر است ... نیست معبودى جز خدا و خدا بزرگتر است ...

الْحَمْدُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى ما هَدینا وَلَهُ الشُّکرُ على ما اَوْلینا 

و ستایش خاص خدا است ستایش از آن خدا است بر آنچه ما را راهنمائى فرمود و براى او است سپاس بر آنچه به ما بخشود

ادامه نوشته

‫پاییز فصل آخر سال است‬‌

ادامه نوشته

کتاب پاییز فصل آخر سال است اثر نسیم مرعشی

قیمت مصرف‌کننده: 

۲۶,۰۰۰ تومان

  • قطع:رقعی
  • نوع جلد:شومیز
  • مناسب برای:بزرگسالان

 

کتاب پاییز فصل آخر سال است اثر نسیم مرعشی

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و نهم ماه رمضان (14 خرداد)

اللَّهُمَّ غَشِّنِي فِيهِ بِالرَّحْمَةِ، وَ ارْزُقْنِي فِيهِ التَّوْفِيقَ وَ الْعِصْمَةَ، وَ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ غَيَاهِبِ التُّهَمَةِ، يَا رَحِيماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ.
خدایا مرا در این ماه با رحمتت فروگیر، و توفیق و خود نگهداری نصیبم کن، و از تیرگیهای تهمت دلم را پاک گردان، ای مهربان به بندگان با ایمان.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

پاییز فصل آخر سال است

رمانی است نوشته نسیم مرعشی که توسط نشر چشمه در سال ۱۳۹۳ منتشر شده‌است و تا به حال به چاپ بیست و هفتم رسیده‌است. این رمان در سال ۱۳۹۴ برنده جایزه ادبی جلال آل احمدشده شده‌است.

کتاب روایت زندگی سه دختر جوان به نام‌های شبانه، روجا و لیلا است. این کتاب سرشار از دغدغه‌های دخترانگی است و از همین جهت ممکن است برای بسیاری از دختران جوان از جذابیت بالایی برخوردار باشد. این کتاب از دو بخش تحت عنوان تابستان و پاییز تشکیل شده و هر یک از این دو بخش نیز از سه فصل مجزا برخوردار است. هر یک از فصول این کتاب توسط یکی از شخصیت‌های اصلی داستان روایت می‌شود. نسیم مرعشی در معرفی کتاب خود این‌گونه گفته است: هر کدام از شخصیت‌های داستان درگیر مسائل متفاوتی هستند. یکی با مهاجرت درگیر است، بعدی با هویت شغلی و اجتماعی و دیگری با روابط عاطفی. بعد از بحران‌هایی که چند سال پیش رخ داد و خیلی‌ها را دچار سردرگمی کرد، دلم می‌خواست داستانی بنویسم که شخصیت‌هایش در کنار هم معرف و نماینده‌ی نسلی باشند که خودم جزء آن هستم.

ادامه نوشته

دعاى شب بيست و نهم (13 خرداد)

يَا مُكَوِّرَ اللَّيْلِ عَلَى النَّهَارِ وَ مُكَوِّرَ النَّهَارِ عَلَى اللَّيْلِ يَا عَلِيمُ يَا حَكِيمُ يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ يَا أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ

اى پيچاننده شب بر روز، و پيچاننده روز بر شب، اى دانا، اى فرزانه، اى پروردگار پرورندگان و آقاى آقايان، معبودى جز تو نيست، اى نزديك تر از رگ گردن به من، اى خدا اى خدا اى خدا، نام هاى نيكوتر و نمونه هاى برتر، و بزرگ منشى و نعمت ها از آن توست، از تو می خواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى، و قرار دهى نامم را در اين شب از سعادتمندان، و روحم را با شهيدان، و نيكوكارى ام را در بلندمرتبه ترين درجه بهشت، و گناهم را آمرزيده، و به من ببخشی

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و هشتم ماه رمضان (13 خرداد)

اللَّهُمَّ وَفِّرْ حَظِّي فِيهِ مِنَ النَّوَافِلِ وَ أَكْرِمْنِي فِيهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ وَ قَرِّبْ فِيهِ وَسِيلَتِي إِلَيْكَ مِنْ بَيْنِ الْوَسَائِلِ يَا مَنْ لا يَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّينَ

خدايا بهره ام را در اين ماه از مستحبات فراوان كن، و مرا با تحقق درخواست ها اكرام فرما، و از ميان وسايل وسيله ام را به سويت نزديك كن، اى كه پافشارى اصرارورزان مشغولش نسازد.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

پاییز فصل آخر سال است

ادامه نوشته

دعاى شب بيست و هشتم ماه رمضان (12 خرداد)

يَا خَازِنَ اللَّيْلِ فِي الْهَوَاءِ وَ خَازِنَ النُّورِ فِي السَّمَاءِ وَ مَانِعَ السَّمَاءِ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ حَابِسَهُمَا أَنْ تَزُولا يَا عَلِيمُ يَا عَظِيمُ يَا غَفُورُ يَا دَائِمُ يَا اللَّهُ يَا وَارِثُ يَا بَاعِثَ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَانا يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ

اى قراردهنده تاريكى در فضا، و قراردهنده روشنايى در آسمان، و بازدارنده آسمان از اينكه بر زمين افتد، مگر به اجازه او، و نگاه دارنده آسمان و زمين، از اينكه از جاى بدر روند، اى دانا، اى بزرگ، اى آمرزنده اى جاودانه، اى خدا، اى وارث، اى برانگيزنده مردگان در قبرها، اى خدا، اى خدا، اى خدا، نامهاى نيكوتر و نمونه هاى برتر، و بزرگ منشى، و نعمت ها از آن توست، از تو می خواهم كه بر

ادامه نوشته

دعای مختصر روز بیست و هفتم ماه رمضان (12 خرداد)

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَيِّرْ أُمُورِي فِيهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَى الْيُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِيرِي وَ حُطَّ عَنِّيَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ يَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِينَ

خدايا در اين ماه فضيلت شب قدر را روزى ام ساز، و كارهايم را از سختى به آيانى برگردان، و پوزش هايم را بپذير، و گناه و بار گران را از گردنم بریز، اى مهربان به بندگان شايسته.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

پاییز فصل آخر سال است by نسیم مرعشی (Nasim Marashi)

این همه آدم در این دنیا دارند نباتی زندگی می‌کنند. بیدار می‌شوند و می‌خورند و می‌دوند و می‌‌خوابند. همین. مگر به کجای دنیا برخورده؟ بابا گفت جوری زندگی کن که بعد از تو آدم‌ها تو را یادشان بیاید. تئاتر نونهالان گیلان اول شده بودم. بابا ماشین آقاجان را گرفته بود و من را آورده بود خانه. لباس شیطان را از تنم درنیاورده بودم هنوز. شنل و شاخ و دمی که مامان درست کرده بود نمی‌گذاشت درست راه بروم. بابا برایم یک عروسک جایزه خریده بود. کله‌ی عروسک را کنده بودم. داشتم چشمش را از گردنش می‌آوردم بیرون. می‌خواستم بفهمم چرا وقتی می‌خوابانمش چشم‌هایش بسته می‌شود. بابا عروسک را گرفت و گذاشت کنار. من را نشاند روبه‌روی خودش. گفت من کسی نشدم، اما تو و رامین باید بشوید. یادت می‌ماند؟ گفتم آره بابا، یادم می‌ماند. فردایش رفت و دیگر نیامد. چی از بابا به من رسید غیر از این حرف و چشم‌های سبزش؟ نیامد که ببیند حرفش زندگی من را خراب کرده. خودش کسی نشد، من چرا باید می‌شدم؟

منبع: https://www.goodreads.com