درک یک پایان
داستان دو راوی دارد؛ شخصیت اصلی آن، تونی وبستر، و یک راوی جمعی که آشکارا تحت تأثیر مادام بواری انتخاب شده است. زمان شروع داستان دهه ی شصت میلادی و زمان روایت چهل سال پس از آن، در حول و حوش پایان قرن بیستم است. تونی داستان را با خاطراتی پراکنده از گذشته هایی دور و پرسسش هایی در باره ی زمان و حافظه شروع می کند و سپس جایش را به راوی جمعی که خود یکی از آنهاست می دهد:« ما سه نفر بودیم، و آنوقت او چهارمی مان شد.انتظار نداشتیم کسی به حلقه ی تنگ گروه ما افزوده شود: دسته بندی ها و یارگیری ها مدت ها پیش انجام پذیرفته بود، و






