پژوهش در ناگزیری مرگ گیل گمش by Yannick Blanc, جلال ستاری

ادامه نوشته

پژوهش‌ در ناگزیری‌ مرگ‌ گیل‌ گمش‌

پژوهش‌ در ناگزیری‌ مرگ‌ گیل‌ گمش‌: از مجموعه‌ پژوهش‌ در قصه‌ های‌ جاودان‌

 

از مجموعه‌ پژوهش‌ در قصه‌ های‌ جاودان‌

یانیک بلان که روزنامه نگار و نویسنده است در این تفسیرِ حماسه گیل گمش، ترجمه های دانشمندان آشورشناس از حماسه را مدنظر داشته و از روشنگری های «رنه ژیرار» در باب پیوند میان خشونت و قداست، سود برده است. به اعتقاد رنه ژیرار انسان برای آنکه در خور نیل به مقام والای قداست گردد باید در خود بمیرد، که این معنی لطیف در بسیاری اسطوره ها به صورت کشته شدن قهرمان متمثل می شود و این چنین وی سیمای اسرارآمیز کسی را می یابد که به شهادت رسیده است و از آن پس است که هاله نورانی قداست در بر می گیردش. بنابر این میان قداست و

ادامه نوشته

چهره پنهان عشق

داستان کتاب روایت خوبی داشت، ولی دو مورد داشت که با تکرار خیلی خیلی زیاد واقعا آزاردهنده شده بودند یکی این که شخصیت اصلی کتاب به شکل عجیب غریبی در طول داستان چای می‌خورد؛ دوم هم این که درد پشت سر شخصیت اصلی داستان انقدر در طول داستان تکرار شده بود که لوث شده بود. یک نقطه ضعف دیگر داستان این است که مشخصاتی از قبیل حدود سن پیام را به ما نمی‌دهد.

(خطر لو رفتن داستان (اسپویل))

پیام که پسری پول‌دار است بعد از یک مهمانی با نام‌زد خود اختلاف پیدا می‌کند، سهراب و مریم گل که در خانه‌ی پیام کار می‌کنند دچار اختلاف هستند. دو مامور پلیس با حکم تفتیش به در خانه می‌آیند. پیام مجبور می‌شود آن‌ها را به خانه راه بدهد؛ آن دو نفر به زیرزمین که انبار شرکت پیام بوده و نوت‌بوک و مانیتور‌های شرکت آن‌جا نگه‌داری می‌شده می‌روند و همه چیز را بررسی می‌کنند. پیام برای حل مشکل سهراب و مریم گل مجبور به رفتن به اتاق آن‌ها می‌شود و پس از بازگشت خبری از مامورین نیست و مشخص می‌شود که آن‌ها مامور نبوده‌اند و دزد بوده‌اند.

۱ دی روز میلاد خورشید؛ جشن خرم روز، نخستین جشن دیگان

خرم روز (زادروز خورشید) روز اول از ماه دی است و به مناسبت برخورد نام روز با نام ماه که نام خداوند نیز بود در ایران باستان جشن گرفته می‌شد. روزی بزرگ بود مشحون از آداب و مراسم دینی و غیر دینی. زرتشتیان به ویژه پارسیان این روز را بسیار محترم شمرده و آنرا دی دادار جشن می‌نامند. ابوریحان بیرونی می گوید دی ماه را خُورماه نیز می‌گویند و روز اول ماه را خره‌روز یا خوره‌روز نامند.

دی صفت می‌باشد از مصدر «دا» به معنی دادن و ساخت و آفریدن و به معنای دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر با نامسی روز ماه توجه کنید، مشاهده می‌نمایید که روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی (روز) نام‌گذاری شده که برای تمیز آن‌ها از یکدیگر، هر یک به نام روز بعدش خوانده شده‌است و اورمزد که آن هم نام خداوند می‌باشد. بدین گونه اورمزد، دی به آذر، دی به مهر و دی به دین بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده شده‌است. کسانی چوننیبرگ و کریستن سن بر آنند که این تقسیم و نام‌گذاری دلالت بر آن دارد که در گاه‌شماری و تقویم اوستایی نیز هفته وجود داشته‌است یا به هر حال ماه را به چهار بخش تقسیم می‌کرده‌اند در مواضعی که نام خداوند یا صفت وی تکرار می‌شده اما به این نظر ایرادات و انتقادهای بسیاری شده و مورد قبول نگرفته‌است.

آخرین شب آذر ماه بلندترین شب سال و آخرین روز آذر در سال درست شمسی و کوتاه‌ترین روز سال است. پیروان آیین مهر روز اول دی را روز تولد خورشید می‌دانستند چون از این روز به تدریج خورشید بیشتر در آسمان می‌پاید و شب‌ها کوتاه‌تر و روزها بلندتر می‌شود. ایرانیان سال را در دوره‌ای از ادوار تاریخی خود از آغاز زمستان و ماه دی یا روز خورشید و ماه خداوند آغاز می‌کردند و در واقع نوروزشان بود.

نگاهی به رمان «چهره پنهان عشق» نوشته «سیامک گلشیری»

عشق بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه
«سیامک گلشیری» را بیش از داستان‌نویس، در مقام مترجمی حرفه‌ای و کارکشته می‌شناسیم اما علاقه‌مندیِ وی به حوزه ادبیات داستانی سبب شده علاوه بر ترجمه آثار نویسندگان نامدار جهان، خود نیز دست به قلم شود و توانایی‌اش را در شاخه رمان و مجموعه‌قصه محک بزند.وی دلبستگی خاصی به داستان‌های پلیسی، معمایی و مهم‌تر از همه ترسناک دارد که این امر موجب شده رمان‌هایی از قبیل «کابوس»، «مهمانی تلخ»، «نفرین‌شدگان» و «شب طولانی» را در کارنامه ادبی خود ثبت کند. «چهره پنهان عشق» از معدود نوشته‌های گلشیری است که بنا بوده به روایت داستانی در حال و هوای عاشقانه بپردازد ولی بس‌که نویسنده این عمل را ناشیانه انجام داده، کاملاً از هدف خود دور شده و ناکام مانده است. از این‌رو پُربیراه نیست اگر بگوییم این رمان 150 صفحه‌ای نه تنها ارزش ادبی ندارد، که در بازخوانی روایی و محتوایی آن نیز درخواهیم یافت نویسنده حتی نتوانسته قصه عاشقانه‌اش را به گونه‌ای درست و استاندارد و چنان که شایسته است، به تحریر درآورَد.

 

«چهره...» به داستان‌های پاورقی و دنباله‌دار نشریات موسوم به زرد و خانوادگی می‌مانَد که قرار است به ساده‌ترین زبان ممکن و بدون رعایت شیوه‌های رایج ادبی و دستوری زبان فارسی و قواعد کلاسیک نویسندگی، ماجرایی عبرت‌آموز را برای مخاطب بازگو کند. جالب آن‌که انگار تنوع لغات برای گلشیری مفهومی نداشته و در طول رمان از جمله‌ها و کلمه‌های مشابه و تکراری به وفور بهره برده و کاش این تکرار و یکنواختی به همینجا

ادامه نوشته

چهره پنهان عشق by سیامک گلشیری

ادامه نوشته

راز کوچک و داستانهای دیگر

کتاب شامل 9 داستان کوتاه است به نام‌های 1- چرا ساکت بمانم؟ 2- راز کوچک 3- نسترن در باد،نسترن در باران، نسترن در خاک 4- صدای دریا 5- تفاله‌ها 6- روز اول عید 7- پاییز قمر 8- چای سرد آقای امجد 9- تنها در مه، اکثر داستان‌ها خوب بودند و بالاتر از انتظار.

اعمال روز سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه جمادى الاوّل (9، 10 و 11 دی)

در روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه جمادى الاوّل زيارت حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام‏ و بپا داشتن سوگ آن مظلومه مناسب است، زيرا در روايت صحيح وارد شده است كه آن حضرت پس از پدر بزرگوارش بيش از هفتادوپنج روز زنده نبود، و بنا بر مشهور كه وفات رسول خدا صلّى اللّه و عليه و آله در بيست ‏و هفتم صفر بوده، بايد وفات آن بانوى بزرگوار در يكى از اين سه روز واقع شده باشد.

منبع: کلیات مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره)

التماس دعا

کتاب سوپ جوجه برای روح 2 اثر جک کانفیلد،مارک ویکتورهانسن

منبع: https://www.digikala.com

سوپ جوجه برای روح ( جلد دوم )

سوپ جوجه برای روح ( جلد دوم )

ادامه نوشته

نیمه تاریک ماه (داستانهای کوتاه)

داستان‌های کوتاه قبل از سال 71 را نپسندیدم، داستان‌های کوتاه بعد از 72 همه خوب هستند و داستان کوتاه انفجار بزرگ از نظر من عالی بود. اگر کسی حوصله‌ خواندن کل کتاب را ندارد پیش‌نهاد می‌کنم حتما داستان کوتاه انفجار بزرگ را بخواند.

نیمه تاریک ماه (داستان‌‌های کوتاه)

نیمه تاریک ماه (داستان‌‌های کوتاه)

ادامه نوشته

نیمه تاریک ماه (کتاب)

Nimeye-tarike-mah-jeld.jpg
نویسندههوشنگ گلشیری
ناشرانتشارات نیلوفر
محل نشرتهران
چاپنخستین چاپ: ۱۳۸۰
شمارگان۳۳۰۰ نسخه
  
ادامه نوشته

دختر شینا خاطرات قدم‌خیر محمدی کنعان، همسر سردار شهید حاج‌ستار ابراهیمی‌هژیر

کتاب روایت زندگی هم‌سر سردار شهید حاج‌ستار ابراهیمی‌هژیر (کودکی، ازدواج، به دنیا آمدن پنج فرزند و شهادت سردار) است، برای من قسمت‌های انتهایی خاطرات به نسبت قسمت‌های ابتدایی جذاب‌تر بود. فرزندان شهدا به نظرم بیشترین سختی را کشیده‌اند و نبود سایه‌ی پدر بر سر یک فرزند را به هیچ شکلی نمی‌توان جبران کرد.

دختر شینا: خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر

دختر شینا: خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر دختر شینا: خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر

بهناز ضرابی زاده

ناشر: سوره مهر
تاریخ نشر: 1398
تعداد صفحه: 264
شابک: 978-600-175-262-9
قطع کتاب: رقعی

ادامه نوشته

دختر شینا : خاطرات قدم‌خیر محمدی‌کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی‌هژیر

 	دختر شینا : خاطرات قدم‌خیر محمدی‌کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی‌هژیر , کتابخانه تخصصی کودکان و نوجوانان

ادامه نوشته

کبریتِ خیس مجموعه شعر سال‌های 1383-1381

کتاب مجموعه‌ی شعرهای عباس صفاری بین سال‌های 81 تا 83 است. عباس صفاری را قبل از مطالعه‌ی این کتاب نمی‌شناختم ولی شعرهای این کتاب اکثرشان خوب بودند.

۳۰ آذر جشن شب یلدا

شب یلدا
Persian Lady recites Hafez Poems in Yalda Night.jpg

بانویی که در کنار میز یلدا، دیوان حافظ می‌خواند.

  
ادامه نوشته

کبریت خیس: مجموعه شعر سال‌های 1383 - 1381

 صفحات اولیه كتاب
موضوع(ها):

شعر فارسی - قرن 14

پدیدآور(ان):

شاعر:عباس صفاری

ناشر (ان):
مروارید

 

 ۱۴۴ صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ ۲ - ۱۱۰۰ نسخه  ISBN: 978-964-8838-05-3

ادامه نوشته

کبریت خیس: مجموعه شعر سال‌های 1383 - 1381

کبریت خیس: مجموعه شعر سال‌های 1383 - 1381

ادامه نوشته

کوچه‌ی ابرهای گم‌شده

داستانی درهم برهم که البته می‌شه گفت تمرکز نویسنده خوب بوده ولی به نظرم نویسنده ادای خاص نوشتن را درآورده و داستان اون گیرایی لازم را نداره. این همه جایزه که پشت کتاب نوشته و نویسنده برده، اگر برای این کتاب باشه باید به اون جایزه‌ها و جایزه‌دهنده‌ها شک کرد، گویا نویسنده خیلی دنبال جایزه گرفتن است.

دعای آغاز ماه جمادی الاول

در كتاب «المختصر من كتاب المنتخب» آمده است:

دعاى آغاز ماه جمادى الاول به اين صورت است:

اللَّهُمَّ أَنْتَ‏ اللَّهُ‏[1] وَ أَنْتَ‏ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ1 وَ أَنْتَ‏ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ2 وَ أَنْتَ [اللَّهُ‏] السَّلامُ الْمُؤْمِنُ‏2 وَ أَنْتَ‏ الْمُهَيْمِنُ‏2 وَ أَنْتَ‏ الْعَزِيزُ2 وَ أَنْتَ‏ الْجَبَّارُ2 وَ أَنْتَ‏ الْمُتَكَبِّرُ[2] وَ أَنْتَ‏ الْخالِقُ3 وَ أَنْتَ‏ الْبارِئُ‏3 وَ أَنْتَ‏ الْمُصَوِّرُ3 وَ أَنْتَ‏ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[3]‏ وَ أَنْتَ‏ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ‏[4] لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِحَقِّ أَسْمَائِكَ كُلِّهَا أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ آتِنا5 اللَّهُمَ‏ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً5 وَ اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ عَرِّفْنَا بَرَكَةَ شَهْرِنَا هَذَا وَ يُمْنَهُ وَ ارْزُقْنَا خَيْرَهُ وَ اصْرِفْ عَنَّا شَرَّهُ وَ اجْعَلْنَا فِيهِ مِنَ الْفَائِزِينَ‏ وَ قِنا5بِرَحْمَتِكَ‏ عَذابَ النَّارِ[5] يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

خداوندا، تو خدايى و تو رحمت‌گستر و مهربانى و تو فرمانرواى بسيار پاكيزه‌اى و تو [خداى] ايمن و ايمنى‌بخشى و تو نگاه‌بان چيره‌اى و تو سربلندى و تو باشكوه چيره‌اى و تو بزرگمنشى و تو آفريننده‌اى و تو پديدآورنده‌اى و تو چهره‌نگارى و تو سرفراز و حكيمى و تو اول و آخر و آشكار و پنهان هستى و نام‌هاى نيك منحصرا از آن تو است. اى پروردگار من، به حق اين اسم‌ها و به حق همه‌ى اسم‌هايت از تو درخواست مى‌كنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و-اى خدا-نيكى دنيا و آخرت را به ما عطا كن و كار ما را به نيكبختى و شهادت در راهت پايان بر و ما را با بركت و فرخندگى اين ماه آشنا

ادامه نوشته

کوچه ابرهای گمشده

ادامه نوشته

کوچه ابرهای گم‌شده

 
تصور جلد کتاب کوچه‌ی ابرهای گم‌شده.jpg

تصویر جلد کتاب

  

 

ادامه نوشته

موز وحشی

این سومین کتاب از ژوزه مارو د واسکونسلوس بود که خواندم. کتاب‌های ژوزه مارو د واسکونسلوس به ترتیب علاقه‌ی من به این ترتیب هستند: درخت زیبای من، خورشید را بیدار کنیم، موز وحشی. هر سه کتاب روان و خوش‌خوان بودند ولی موز وحشی واقعا چیز خاصی برای بیان نداشت. نکته‌ی خاص و حسرت‌برانگیزی در همه‌ی کتاب‌های ژوزه مارو د واسکونسلوس وجود دارد و آن هم دوستی‌های خیلی عمیق و خالص است. چیزی که این روزها تقریبا نایاب شده است.

(خطر لو رفتن داستان)

ژوئل و گرگو دو دوست صمیمی هستند، ژوئل و گرگو مراق هم هستند، گرگو خیلی قوی و تنومند است و چندباری از خود بی‌خود شده و چند نفر را کشته؛ ژوئل مراقب گرگوست و هنگامی که او بازداشت می‌شود به دادش می‌رسد. ژوئل تصمیم می‌گیرد به جای دیگری سفر کند جایی که معدن‌های کوارتز وجود دارد، او گرگو را جا می‌گذارد. در راه با پنج نفر هم سفر می‌شود ولی وقتی که در مسیر کمی غافل می‌شود هم‌سفرهایش او را جا می‌گذارند و می‌روند. او در جنگل گم می‌شود و 11 روز بدون غذا و بدون هیچ وسیله‌ی دفاعیی در جنگل سر می‌کند و به طور معجزه‌آسایی نجات پیدا می‌کند. وقتی به مقصد می‌رسد پیش پلیس می‌رود و کاری که آن پنج نفر با او کرده‌اند را به پلیس اطلاع می‌دهد، پلیس هم آن‌ها را به شلاق محکوم می‌کند. مدتی می‌گذرد و آن‌ها که آزاد شده‌اند ژوئل را تهدید می‌کنند که او را خواهند کشت. ژوئل زمان را با ترس طی می‌کند تا این که خیلی اتفاقی گرگو که دنبال ژوئل می‌گردد او را پیدا می‌کند. ژوئل داستان اتفاقات را برای گرگو تعریف می‌کند و به هم قول می‌دهند که هیچ‌وقت

ادامه نوشته

۹ آذر آذر روز، جشن آذرگان

در نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن «آذرگان» برگزار می‌شود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی. ابوریحان بیرونی در صفحه ۲۵۶ ترجمهٔ آثارالباقیه دربارهٔ این جشن می‌آورد: «... روز نهم آذر عیدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می‌گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند می‌باشند و این روز جشن آتش است و بنام فرشته‌های که به همهٔ آتش‌ها موکل است نامیده شده، زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند …»[۱]

 

در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته‌اند.

دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در اینباره دارد و نشان می‌دهد که چگونه همهی ملل جهان از هر نژاد آتش را میستایند و از متمدنترین کشورها در اروپا تا وحشیترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.[۲]

ادامه نوشته